فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
اخلاق و دموکراسی – ادامه
دموکراسی به‌عنوان یک روش و ایدئولوژی، ادعاهای بزرگی دارد؛ می‌خواهد همانند حرکت در جهت خلاف جریان آب، حکومت را از افتادن به دام استبداد رهایی بخشد. قصد دارد نیروهای حکومت را نه برای تأمین منافع حاکمان، بلکه همه را در تأمین جمعی به کار بگیرد. می‌خواهد از حقوق افراد در برابر قدرت مسلط حکومت حمایت نماید. آرزو دارد قانون را به‌صورت برابر در قبال همگان، حتی در خصوص صاحبان قدرت و شوکت، به اجرا درآورد. می‌خواهد به مردم این اختیار را بدهد که مسئولان حکومت را زیر نظر داشته باشند، از آن‌ها سؤال کنند، آن‌ها را نقد نمایند، از آن‌ها در مورد کارهای‌شان توضیح بخواهند و در صورتی که پاسخ مناسب نشنیدند، آن‌ها را برکنار نمایند.
اما امروزه در جوامعی که دموکراسی حاکم است، واقعیت‌های آشکار و غیر قابل انکاری وجود دارد؛ واقعیت‌هایی که فاصله‌ی بسیار میان ادعا تا عمل را به نمایش می‌گذارند. عقلانی نیست که ادعاهای بدون پشتوانه مورد پذیرش قرار بگیرد. ادعایی پذیرفتنی است که معقول باشد و معقول بودن هر ادعایی، منوط به این است که بر پشتوانه‌های استوار و محکمی تکیه کرده باشد و قابلیت و بستر اجرا داشته باشد.
اگر امکانات دموکراسی را جهت انجام برنامه‌هایش ارزیابی نماییم، به چنین نتایجی برمی‌خوریم: بسیاری از فیلسوفان مطرح باستان، دموکراسی را در برآوردن ادعاهایش ناتوان قلمداد نموده‌اند. از نگاه افلاطون، دموکراسی فاقد اساسی‌ترین پایه‌ی حکومت، یعنی عقل بوده و از این زاویه، به‌شدت آسیب‌پذیر و زیان‌بار است. وی دموکراسی را حکومتی قلمداد می‌کرد که در آن جمعی توده‌ی جاهل، در غیاب خرد، حکمرانی می‌کنند و با هواهای نفسانی‌شان امکانات جامعه را تباه نموده، در ادامه، با کشاندن جامعه به هرج‌ومرج و ناامنی، زمام امور را به یک مستبد واگذار می‌کنند (افلاطون، ۱۳۷۹: ۴۷۱؛ همو، ۱۳۸۰: ۲۱۱۹).
اگر صفحات تاریخ دموکراسی را ورق بزنید، در تأیید ادعای افلاطون با شواهد بسیاری مواجه می‌شوید (فروند، ۱۳۸۱: ۸۰). به‌هرحال، این یک واقعیت انکارناپذیر است که مدعیان دموکراسی همواره با توسل به انواع ترفندهای ساده و پیچیده، از افکار عمومی سوءاستفاده نموده و به‌جای منافع مردم، منافع خویش را دنبال نموده‌اند. و همچنین نمی‌توان انکار کرد حتی زمانی که دست‌اندرکاران واقعی، صادقانه به دنبال تأمین منافع عمومی مردم بوده‌اند، در عمل به سبب تأثیرپذیری شدید دموکراسی از توده‌ها، منافع واقعی و عقلانی، فدای منافع زودگذر و نفسانی شده است. این وضعیت، امری ذاتی و غیر قابل اجتناب برای دموکراسی‌ها است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *