تالیف: سید ابوالحسن ندوی
فاجعه بئر معونه
رسولاکرم صلیالله علیه و سلم تعدادی از اصحاب خود را بنا به پیشنهاد و تقاضای «عامر بن مالک» بهسوی «نجد» فرستاد تا قوم او را به اسلام فراخوانند. تعداد این اصحاب ۷۰ نفر بود که همگی از مسلمانان نخبه بودند. وقتی این گروه به محل «بئر معونه» رسیدند، قبایل «بنیسُلیم»، «عُصَیّه»، «رِعل» و «ذَکوان» علیه آنان تجمع کرده و قصد خیانت نمودند و آنها را در محاصره قرار دادند. وقتی مسلمانان این وضعیت را دیدند، شمشیرها را برداشته و به نبرد پرداختند و بهجز یک نفر، همگی به شهادت رسیدند. آن یک نفر هم حضرت کعب بن زید بود که تا زمان غزوه «خندق» زنده بود و روز «خندق» به شهادت رسید.
جملهای که سبب مسلمانشدن قاتل گردید
در همین «سریه»، حضرت حرام بن ملحان (رضیاللهعنه) به شهادت رسید. او را «جبار بن سَلَمی» به قتل رساند. سبب اسلام آوردن جبار بن سَلمی نیز جملهای بود که هنگام شهادت از زبان حضرت حرام (رضیاللهعنه) شنیده بود.
«جبار» میگوید: آنچه مرا به مسلمانشدن وادار کرد، این بود که من وقتی نیزه را در میان دو کتف حرام فرود بردم، بهطوریکه نیزه از سینهٔ او بیرون آمد، شنیدم که میگفت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ» (قسم به خدای کعبه که من کامیاب شدم).
من در دل خود گفتم: این چه کامیابی و موفقیتی است؟ آیا مگر من او را نکشتم؟
بعدها در مورد این گفتار «حرام» سؤال کردم. به من گفتند که منظورش از موفقیت و کامیابی، شهادت بود که به آن نائل آمد. با خود گفتم: قسم به خدا، او کامیاب و رستگار گشت؛ همین چیز سبب شد که من اسلام آوردم.