نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسه غرب و اسلام)
2.مقایسه حقوق بشر غربی با اسلام
و.از حیث ارتباط با اخلاق
در نظام حقوقی اسلام، ارتباط وثیقی میان قوانین حقوقی و اخلاق وجود دارد. این ارتباط چنان عمیق است که میتوان گفت قوانین حقوقی اسلام در راستای تحقق اهداف اخلاقی وضع شدهاند. به عبارت دیگر، یک مسلمان که به اصول اخلاقی پایبند است، به طور طبیعی به قوانین حقوقی نیز عمل میکند و بالعکس، فردی که به قوانین حقوقی اسلام عمل میکند، به طور قطع از شخصیتی اخلاقی برخوردار است. در حقیقت، هدف نهایی حقوق در اسلام، تحقق اخلاق و تقرب به خداوند است. این در حالی است که در نظامهای حقوقی غیر اسلامی، هدف حقوق صرفاً تأمین مصالح اجتماعی و دنیوی انسانهاست. اسلام و دیگر نظامهای حقوقی در این هدف مشترک هستند، اما آنچه اسلام را از نظامهای حقوقی غیر الهی متمایز میسازد، این است که در اسلام، حقوق به عنوان ابزاری برای نیل به اهداف اخلاقی و معنوی در نظر گرفته میشود. به بیان دیگر، نظام حقوقی اسلام زیرمجموعهای از نظام اخلاقی است و تمامی احکام حقوقی، چه خرد و چه کلان، به گونهای طراحی شدهاند که به راحتی و بدون هیچ گونه تکلفی در چارچوب اخلاقی جای میگیرند و با آن هماهنگ هستند. این هماهنگی به حدی است که در قرآن کریم، احکام حقوقی و اخلاقی اغلب در کنار یکدیگر بیان شدهاند. برای مثال، در سوره بقره، که به موضوع قراردادها و معاملات میپردازد، بر رعایت عدل و تقوا تأکید شده است: «وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»(بقره، 282). و هنگامی که با یکدیگر معامله میکنید (به ویژه معاملات مالی)، شاهد بگیرید و نباید به نویسنده و نه به شاهد، آسیبی برسد. و اگر چنین کنید این کار فسق (و گناه) است. از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید، و خدا به شما تعلیم میدهد (و آگاه میسازد)، و خدا به همه چیز داناست. این آیه نشان میدهد که حتی در امور حقوقی مانند معاملات، رعایت اصول اخلاقی مانند تقوا و پرهیز از فسق ضروری است.
در مقابل، در نظامهای حقوقی غرب، ارتباط میان حقوق و اخلاق تا حد زیادی قطع شده است. در مقدمه کتاب «حقوق در اسلام» به گفته رابرت هوگوت جاکسون، حقوقدان آمریکایی، قانون در آمریکا تنها ارتباط محدودی با اجرای وظایف اخلاقی دارد. در واقع، یک فرد آمریکایی ممکن است از نظر قانونی فردی مطیع باشد، اما از نظر اخلاقی فردی فاسد و ناپسند به شمار آید (خدوری و همکاران، 1336). به عبارت دیگر، قوانین در غرب بهطور عام و در آمریکا بهطور خاص، تکالیف مذهبی و اخلاقی را تعیین نمیکنند، بلکه بهطور آگاهانه از ورود به این حوزه اجتناب میکنند. این رویکرد باعث شده است که حقوق در غرب بیشتر به عنوان ابزاری برای تنظیم روابط اجتماعی و اقتصادی در نظر گرفته شود، بدون آنکه به ابعاد اخلاقی و معنوی زندگی انسان توجهی داشته باشد.
از سوی دیگر، فیلسوفانی مانند نورث وایتهد، از پیشگامان فلسفه پویشی در غرب، به بیاهمیتی قوانین در نظامهای حقوقی غرب اظهار تأسف کردهاند. وایتهد معتقد است که طبیعت پیچیده و چندلایه انسان به گونهای است که قوانین نوشته شده بر روی کاغذ، حتی اگر با نیت اصلاح اجتماعی وضع شده باشند، در عمل از سوی حاکمان و مجریان قانون به اندازه همان کاغذ بیارزش تلقی میشوند (رهدار، 1395: 119). این نگاه انتقادی نشان میدهد که در غرب، قوانین بهدلیل عدم ارتباط با مبانی اخلاقی و معنوی، نتوانستهاند به طور کامل به اهداف خود دست یابند
در نتیجه، میتوان گفت که نظام حقوقی اسلام به دلیل پیوند عمیق با اخلاق و معنویت، از نظامهای حقوقی غرب متمایز است. در اسلام، حقوق نه تنها به دنبال تنظیم روابط اجتماعی و تأمین مصالح دنیوی است، بلکه هدف نهایی آن، تکامل نفس انسان و تقرب به خداوند است. این نگاه جامع به حقوق، باعث شده است که احکام حقوقی اسلام بهطور طبیعی در چارچوب اخلاقی جای بگیرند و با آن هماهنگ باشند. در حالی که در غرب، حقوق بیشتر به عنوان ابزاری برای تنظیم روابط اجتماعی در نظر گرفته میشود و ارتباط آن با اخلاق و معنویت تا حد زیادی قطع شده است. این تفاوت بنیادین، نشاندهنده عمق و جامعیت نظام حقوقی اسلام در مقایسه با نظامهای حقوقی غربی است.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)