نویسنده: محبوبی
فصل پنجم: دموکراسی از ایده تا عمل
دموکراسی دستاویزی برای امپریالیسم آمریکا
ادامه
از این جهت، آمریکا بهدنبال ایجاد سلطهٔ فرهنگی بر تمام جهان، بهخصوص بر کشورهای اسلام منطقهٔ خاورمیانه از جمله افغانستان بوده است. آمریکا، برای سلطهٔ فرهنگی بر کشورهای اسلامی منطقهٔ خاورمیانه، برنامههای فرهنگی مختلفی را در نظر داشته است. در این خصوص، طرح «خاورمیانهٔ بزرگ» از جمله برنامههایی است که میتوان آن را در قالب یک استراتژی کلان و مدون برای سلطهٔ همهجانبهٔ آمریکا بر منطقهٔ خاورمیانه ارزیابی کرد؛ بنابراین، ادعای ترویج مردمسالاری کموبیش همیشه نمای ظاهری سیاست خارجی امپریالیستی آمریکا بوده است.
تظاهر و ادای مردمسالاری که تعیینکنندگان سیاست خارجی آمریکا آن را با قیافهٔ حقبهجانب پیدرپی شعار میدهند و دلیل اصلی تاختوتازهای یکجانبهگرایانهٔ نظامی خود اعلام میدارند، مردمسالاری واقعی نیست و میتوان آن را بهدرستی دستاویز نهایی برای اعمال سیاست خارجی آمریکا نامید.
تا وقتی که شاهان، زمینداران بزرگ و رهبران قبایل با آمریکا متحد، سازگار و دارای کاربرد باشند، ضرورتی در کار نخواهد بود که حتی نامی از انتخابات بهمیان آورده شود. اما وقتی که سیر تاریخ اینگونه حکمرانان را از قدرت کنار بگذارد، سیاست خارجی امپریالیستی آمریکا به انتخابات کنترلشدهای توسل میجوید تا جای آنان را با متحدانی به همان نسبت سازگار پر کند، ولی در ظاهر انتخابشده از طریق مردمسالاری.
مادام که امپریالیسم در تنظیم و یا در اعمال نفوذ در اینگونه انتقال قدرتها توفیق یابد، این اغلب تنها شکل یا ساختار کنترل است که تغییر میکند و نه گوهر آن (حسینزاده، ۱۳۸۹: ۳۶۰-۳۶۱).
بنابراین، میتوان گفت که در جهان امروز و در گذشته نیز امکان برقراری دموکراسی میسر نبوده و نیست. میتوان یک دموکراسی صوری و معطوف به نخبهسالاریِ نخبگانِ بیاعتنا به منافع تودههای مردم را برقرار کرد، اما دموکراسی واقعی را فقط میتوان در ایدهها و نظریات جستوجو کرد.
امپریالیسم غربی به سرکردگی آمریکا، همواره با شعارهای دروغین دموکراسی در پی توسعهٔ نفوذ سیاسی و نظامی خود بودند. افغانستان در بیست سال جمهوریت، بهترین نمونهٔ امپریالیسم غربی است که با برافراشتن پرچم دروغین دموکراسی و مردمسالاری به آن تجاوز کردند و در مدت بیست سال، در راه تباهی و ویرانی زیربناهای اقتصادی و سیاسی آن از هیچ تلاشی دریغ نکردند.
افغانستان یکی از جمله کشورهایی است که آمریکا به بهانهٔ دموکراسی آن را تحت استعمار نظامی، فرهنگی و فکری خویش قرار داد و در مدت استعمارش ضربات سهمگین بر پیکر فرهنگ و اقتصاد آن وارد آورد که جبران آن سالها زمان میبرد.