نویسنده: نهضت
مقدمه
اومانیسم به عنوان پرادایم مسلط در تمدن غرب، با تأکید افراطی بر استقلال عقلانی انسان و خودبنیادی مطلق او، وعده تحقق سعادت بشری را در پرتو پیشرفتهای مادی و تکنولوژیک داده است. اما واقعیت جوامع مدرن نشان میدهد که این رویکرد نه تنها نتوانسته به وعدههای خود جامه عمل بپوشاند، بلکه به بحرانهای چندبعدی در عرصههای مختلف منجر شده است؛ از بحران معنا و هویت فردی گرفته تا فروپاشی بنیانهای اخلاقی و افزایش اضطرابهای وجودی، همگی گواهی بر ناکارآمدی این الگوی فکری در تأمین نیازهای اصیل بشری هستند. در مقابل این دیدگاه و رویکرد غربی، نظام فکری اسلام با محوریت مفهوم عبودیت و مبتنی بر جهانبینی توحیدی، تصویر همهجانبه و متعادل از انسان ارائه میدهد. این دیدگاه با در نظر گرفتن همزمان ابعاد مادی و معنوی وجود انسان، از یکسو به نیازهای طبیعی و زمینی آن توجه دارد و از سوی دیگر، غایت نهایی انسان را در تعالی روحانی و قرب الهی جستجو میکند.
اهداف این تحقیق شامل تبیین مبانی نظری و سیر تحول تاریخی اومانیسم در غرب، بررسی نظاممند انسانشناسی اسلامی با محوریت مفهوم عبودیت، تحلیلی تطبیقی این دو دیدگاه در حوزههای انسانشناختی، معرفتشناختی و غایتشناختی و در نهایت ارزیابی توانایی هر یک از این نظامهای فکری در پاسخگویی به نیازهای انسان معاصر است. با وجود اینکه مطالعات متعددی در زمینه اومانیسم و انسانشناسی اسلامی انجام شده، اما اغلب این تحقیقات یا به بررسی یکجانبه یکی از دو دیدگاه پرداختهاند، یا از رویکرد تطبیقی جامع برخوردار نبودهاند. این اثر با بهرهگیری از آخرین تحقیقات در هر دو حوزه و با نگاه نظاممند، میکوشد خلأ موجود در مطالعات مقایسهای را پر کند.
اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»