تألیف: عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی
مرکز رهبریت یهودی
تا اواخر قرن ۱۸ مرکز رهبریت یهود، در شهر فرانکفورت آلمان بود، همان جایی که خانوادهی روتشيلد تأسیس شده بود، سپس بعد از این که حکومت بافاریا در سال ١٧٨٦ آنان را رسوا و طردشان کرد، به سویس انتقال یافت و در پایان جنگ جهانی دوم رهبریت یهود به نیویورک در آمریکا انتقال یافت و مرکز رهبریتشان هارولدبرات شد.
رهبران یهودی اجرای برنامه و نقشه هایشان را دنبال کردند و دایرهی آموزشهایشان را گستردند و در هر مرحلهیی، حیله گر پلیدی از شیاطین شان رهبریت عمل را به دست میگرفت و در تاریکیهای محافل فراماسونری، فعالیتهای پنهانی شان را دنبال میکردند و اعضای فراماسونری در جهان را برای اجرای نیرنگهایشان به کار میگرفتند، بدون این که بسیاری از آنان از نیرنگهایی که یهود برای ملت ها و حکومت ها و ادیان کشیده بودند، اطلاعی داشته باشند. رهبرانشان پس از آلبرت بایک از سال ۱۸۹۷ تا سال ۱۹۶۰ میلادی به برگزاری مارکس و انگلز را وادار نمود تا مبادی و نظریههایی را که در اجرای این برنامه مؤثر است، وضع کنند و با کمک مالی یاریشان نموده است، در نتیجه کتابهایشان را با عنوانهای «سرمایه داری» و «بیانیهی کمونیستی» نوشتند. این جریان در محلهی سوهو واقع در قلب لندن بوده است.
آنچه باید به آن توجه کرد این است که در همان وقتی که کارل مارکس کتاب بیانیهی کمونیستی را تحت نظارت گروهی از نورانیها مینوشت، پرفسور کارل رایتر استاد پوهنتون فرانکفورت نظریهی مخالف کمونیستی را تحت نظارت گروهی دیگر از خود نورانیها مینوشت، ولی کاری که کارل رایتر شروع کرده بود، به دست او کامل نشد، بلکه بعدها فيلسوف آلمانی «فریدریک نیچه » آن را کامل کرد و این در واقع مقدمهیی برای ایجاد کمپهای مخالف و دشمن هم در جهان بوده که پیوسته مطابق نقشهی یهودیت با هم درگیر باشند.