فهرست بستن

اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»

نویسنده: نهضت
فصل اول: کلیات و مفهوم‌شناسی

  1. اومانیسم
    أ. تعریف اومانیسم

اومانیسم در لغت: واژهٔ اومانیسم (Humanism) از ریشهٔ لاتین homo به‌معنای انسان گرفته شده است. در لغت، این اصطلاح به انسان‌مداری یا انسان‌محوری اشاره دارد و در تقابل با مفاهیمی همچون عبودیت و خداپرستی، خدامحوری یا دین‌محوری قرار می‌گیرد (مشکات، ۱۳۹۴: ۳۲). به‌بیان دیگر، اومانیسم در لغت به‌معنای تمرکز بر انسان و معیار و سنجش ارزش‌ها بر اساس خواسته‌ها و آرمان‌های بشری است.

اومانیسم در اصطلاح: در تعریف اصطلاحی اومانیسم باید گفت که این اصطلاح از تعاریف گسترده‌ای رنج می‌برد و نمی‌توان یک تعریف دقیق و جامع برای آن در نظر گرفت. به‌عبارت دیگر در تعریف از این اصطلاح، دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد و برخی اندیشمندان بر این باورند که این مفهوم، مانند بسیاری از اصطلاحات فلسفی از تعابیر متنوع و گاه متضاد برخوردار است. از جمله به مهم‌ترین تعاریف اومانیسم، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

رویکردی ویژه در اندیشه و عمل که به‌صورت مشخص بر خواست‌ها و آرزوهای انسانی متمرکز است.

نظام یا سامانه‌ای از باورها و ارزش‌ها که تنها به نیازهای مادی انسان توجه دارد، بدون آن‌که پیوندی با آموزه‌های دینی داشته باشد.

نظام فکری که برتری انسان را بر مفاهیم انتزاعی یا فراطبیعی مسلّم می‌داند.

اعتقاد به این امر که انسان‌ها می‌توانند بدون نیاز به دین، به خوش‌بختی، سعادت و رضایت دست یابند (تونی، ۱۳۷۸: ۶).

اما آنچه در این تحقیق از اومانیسم مورد نظر است، تعریفی است که این مکتب را به‌عنوان بنیان فرهنگ و فلسفهٔ غرب در دوران پس از رنسانس معرفی می‌کند. بر این اساس، اومانیسم مکتبی است که انسان را معیار نهایی تمام ارزش‌ها و فضیلت‌ها، از جمله حقیقت و اخلاق، قرار می‌دهد. این انسان‌گرایی و انسان‌محوری، در تقابل با خداگرایی و خدامحوری شکل گرفته و بر پایهٔ آن، انسان به‌عنوان محور اصلی جهان‌بینی و ارزش‌گذاری شناخته می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *