نویسنده: محبوبی
فصل پنجم: دموکراسی از ایده تا عمل
گسترش فساد اداری
بحران دیگری که در بیست سال جمهوریت و نظام دموکراسی، افغانستان را بهشدت تحت تأثیر قرار داده بود، فساد اداری گسترده بوده است. با روی کار آمدن دموکراسی در افغانستان، نهادهای دولتی جدید و سیستمهای اداری جدید به وجود آمدند که بهعنوان سازوکارهایی برای پاسخگویی و نظارت بر دولت عمل میکردند و انتظار میرفت که این دولت از آغشته شدن به فساد اداری در امان باشد. اما انگار عملکرد نظام جمهوریت طبق انتظار پیش نرفت و با گذشت زمان، نهادها و ارگانهای دولتی بیش از پیش کارآمدی خود را از دست داده، در لجنزار فساد اداری غوطهور شدند و هیچگاه دولت نتوانست در پیشگیری از فساد اداری موفق باشد؛ زیرا همه دست در یک کاسه بودند. انتظار میرفت که دموکراسی به افزایش شفافیت و پاسخگویی در نهادهای دولتی منجر شود. با این حال، در عمل، بسیاری از نهادها نتوانستند بهصورت مؤثری از این اصول پیروی کنند و در نتیجه، فساد در آنها گسترش یافت. فساد اداری پدیدهی منفی اجتماعی است که تمام عرصههای یک جامعه را تحتتأثیر قرار داده، جامعه را از درون به ویرانی و تباهی میکشد. قرآن کریم نیز به منفی بودن این پدیده گواهی داده و همواره خطرات ناشی از آن را برای مسلمانان گوشزد نموده است.
اما فساد اداری طی بیستسال دوران جمهوریت و نظام دموکراسی، ضربات جبرانناپذیر مادی و معنوی بر پیکر جامعه افغانستان وارد نموده و سالانه مبالغ هنگفتی از ثروت و دارایی این مملکت را به دستان بیمهر تاراجگران سپرده است. این پدیده، در نظام جمهوریت به یک معضل پیچیدهی اجتماعی و همهگیر تبدیل شده بود؛ بهگونهای که تمام نهادها و ارگانهای دولتی را به لباس فساد ملبس نموده بود. اگرچه دولت آن وقت افغانستان برای زدودن فساد از ادارات دولتی تلاشهایی کرده بود و تعداد اندکی از دوسیههای فساد اداری را مورد بررسی و بازخواست قرار داده بود، اما فساد در نظام جمهوریت فراگیر بود و همهی عاملان و دستاندرکاران نظام، از مقام ریاستجمهوری تا پایینترین مقام، در لجنزار فساد اداری شناور بودند. شاید بهندرت ادارهای از بیماری مهلک فساد اداری جان سالم به در برده باشد. تلاشهای دولت برای زدودن فساد، ظاهری و جهت دلخوشی مردم بود و گرنه کسی که خودش به لباس فساد ملبس باشد، چگونه دیگران را از فساد منع میکند. این یکی از ناچیزترین دستاوردهای نظام دموکراسی و ارمغان آمریکا برای افغانستان بود که در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نورزیدند. جامعهی افغانستان را با چنان بحرانی مواجه کرده بودند که فساد اداری، رشوت و اختلاس در جامعه به یک امر عادی تبدیل شده بود و ملاک تقرر در تمام نهادها و ارگانهای دولتی پول و پارتی بود.
فساد اداری انتخابات دوران جمهوریت را تحت تأثیر قرار داده بود؛ انتخابات در افغانستان در تمام دورهها، با مشکلاتی از جمله تقلب و خرید و فروش آرا مواجه بود. این وضعیت نهتنها به کاهش اعتماد عمومی نسبت به نظام دموکراتیک منجر شد، بلکه سبب افزایش فساد اداری در کشور گردید؛ زیرا افرادی که بهدنبال تأمین منافع شخصی بودند، بهراحتی میتوانستند از ضعفهای سیستم انتخابات بهرهبرداری کنند. محیط سیاسی ناپایدار و مشکلات امنیتی دوامدار افغانستان در عصر جمهوریت، به تشکیل فرهنگی منجر شد که در آن فساد بهعنوان یک راهحل ساده برای دستیابی به قدرت و منابع مالی در آن روزگار تلقی میگردید. تمام تقررات و انفکاک افراد در ادارات دولت بر اساس فساد اداری صورت میگرفت. خویشاوندسالاری در آن روزگار به اوج رسیده بود. فساد اداری در بلندپایهترین ارگانها و نهادهای دولتی بیداد میکرد.