نویسنده: محبوبی
فصل اول: لیبرالیسم
- نقد و نظر
اندیشه لیبرالیسم از جنبههای مختلف و از نگاه مکاتب و اندیشههای گوناگون مورد نقد و نظر قرار گرفته است. در این مجال، به صورت کلی، به بررسی چند مورد از مهمترین نقدهای مطرح شده در مورد ایدئولوژی لیبرالیسم پرداخته شده است:
أ. فردگرایی افراطی
فردگرایی افراطی یکی از نقدهای اصلی به اندیشه لیبرالیسم است که همواره این اندیشه، از این دریچه، از طرف مخالفان و منتقدان مورد نقد و نظر قرار گرفته است. در این رویکرد (فردگرایی)، لیبرالیسم به گونهای تفسیر میشود که فرد را بهعنوان واحدی مستقل و خودکفا در نظر میگیرد و به روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی که افراد در آن زندگی میکنند، توجه کمتری دارد. منتقدان به این باورند که این نوع فردگرایی باعث انزواگرایی و جدایی افراد از جامعه میگردد و احساس همبستگی اجتماعی را بهشدت تضعیف میکند. همچنین، تأکید افراطی بر حقوق فردی زمینهساز فراموشی مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی افراد میگردد؛ زیرا، افراد ممکن است تنها به منافع شخصی خود توجه کنند و از تأثیرات عمل خود بر دیگران غافل بمانند؛ بنابراین، جامعهای که بر اساس اصول فردگرایی افراطی بنا شده باشد، توجه کمتری به نیازهای جمعی و گروههای آسیبپذیر صورت میگیرد. در نتیجه، افرادی که در موقعیتهای ضعیفتری قرار دارند، از مزایای اجتماعی و اقتصادی محروم میشوند؛ زیرا، سیستم بر اساس رقابت آزاد و تلاش فردی عمل میکند. این وضعیت، زمینهساز ایجاد شکافهای عمیق اجتماعی و نابرابریهای فاحش بین افراد میگردد (مشکات، 1394: 378).
علاوه بر این، فردگرایی افراطی به بحرانهای هویتی و معنایی نیز دامن میزند و تا جای ممکن بحران هویت را در جامعه گسترش میدهد. وقتی افراد تنها بر اساس منافع شخصی خود عمل کنند و ارتباطات انسانی را کمرنگ نمایند، احساس تنهایی و بیمعنایی در زندگیشان افزایش مییابد. این موضوع باعث افزایش مشکلات روانی، مانند اضطراب و افسردگی، میگردد. به همین دلیل، منتقدان بر این باورند که برای ایجاد یک جامعه سالم و پایدار، باید تعادلی بین حقوق فردی و مسئولیتهای اجتماعی برقرار شود.