نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم
- نقد و نظر
در ذیل به نقد و نظر پیرامون سکولاریسم پرداخته شده، بنیان های فکر سکولاریسم از نگاه اسلام به چالش کشیده شده است:
أ. علم گرایی
- اسلام با علم گرایی و مکتب اصالت تجربه مخالف است، اما با علم و دانش تجربی مخالف نیست. دلیل بطلان علم گرایی و تجربه گرایی از دیدگاه اسلام آن است که انسان مجاري معرفتی مختلفی همچون عقل، حس و وحی دارد و از این راه ها به شناخت هایی دست می یابد. شناخت ابدیّت و امور فرا طبیعی به کمک حس و تجربه امکان پذیر نیست. تجربه و حس تنها میتواند در شناخت امور مادي و طبیعی به انسان یاري رساند و عقل و وحی است که میتواند امور فوق طبیعی را معرفی نماید؛ اموري همچون چیستی حقیقت انسان، شناخت روح، خداوند، آخرت، سعادت حقیقی و راز خلقت؛
بنابراین اسلام علم گرایی را مردود می داند، اما با علم نهتنها مخالفتی ندارد، بلکه انسان را به فراگیري آن ترغیب میکند. تاریخ اسلام گواه خوبی است بر این که اسلام، نهتنها با علم و حتی علوم تجربی مخالفت نداشته، بلکه مهمترین عامل ترقّی و پیشرفت این علوم بوده است. گوستاولوبون یکی از مورخان اروپایی در نقش دین اسلام میگوید: تا مدت پانصد سال مدارس اروپا روي کتاب ها و مصنفات مسلمانان دایر بود و همان ها بودند که اروپا را از لحاظ علم و عمل و اخلاق تربیت کرده، در طریق تمدن داخل نمودند. ما وقتی به تحقیقات علمی و اکتشافات فنی آنان نظر می افکنیم، می بینیم هیچ ملّتی نیست که در این مدت کم، بیشتر از آنان ترقّی کرده باشد. بعضی ها عار دارند که اقرار کنند به سبب اسلام آوردن یک قوم کافر و ملحدي، اروپاي مسیحی از حال توحش و جهالت خارج گردید؛ لذا آن را مکتوم نگاه می دارند. ولی این نظر به اندازه اي بی اساس و تأسف آور است که به آسانی میتوان آن را رد نمود… نفوذ اخلاقی همین اعراب زاییده ي اسلام، آن اقوام وحشی اروپا را که سلطنت روم را زیر و زبر نمودند، در طریق آدمیت داخل نمود. همچنین نفوذ فکري و عقلانی آنان، دروازه ي علوم و فنون و فلسفه را که از آن به کلی بی خبر بودند، به روي آنان باز کرد و تا ششصد سال استاد ما (اروپاییان) بودند و این به خاطر اهمیتی است که اسلام به علم و عالمان میدهد (گوستاولوبون، بی¬تا: 751-754).
اسلام دینی است که پیامبرش مجلس دانش را از دیگر مجالس برتر می شمرد و اسیران باسواد را در برابر آموختن سواد به مسلمانان آزاد میکرد، دینی که می-گوید: «اطلبوا العلم و لو بالصین» علم را هر چند در نقاط دور دست فراگیرید (زرین¬کوب، 1384: 26-28).