نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم
- نقد و نظر
ج. انسان گرایی - اومانیسم یا انسان گرایی، گرایشی افراطی در تعیین منزلت انسان است. این گرایش در برابر آموزه هاي مسیحیت درباره ي انسان قرار دارد؛ مانند: اعتقاد به آلوده بودن هر انسانی به گناه اولیه. بی شک اسلام که انسان را خلیفه ي الهی، حامل اسماء الهی، امانت خدا و تولد یافته بر فطرت توحیدي میداند، میتواند تعدیلی مناسب براي گرایش افراطی اومانیسم درباره ي انسان باشد.
- خودبسنده دانستن انسان و او را معیار همه چیز قراردادن، موجب محرومیت انسان از معارف الهی و نیز برداشتی غیرواقعی از توانایی هاي انسان و نادیدهگرفتن محدودیت هاي آدمی میگردد. چنین نگرشی نهتنها به رشد انسان کمک نکرده، بلکه موجب سقوط انسان از جایگاهش شده است. این ها پاره اي از مهم ترین ارکان و مبانی فرهنگ غرب است که بهعنوان تکیه گاه نظریه ي سکولاریسم به کار می رود و -چنان که ملاحظه گردید – همه آن ها ریشه در تعالیم تحریف شده مسیحیت و افراط گرایی اصلاح طلبان رنسانس دارد و فاقد جنبه برهانی و استدلالیاند و اسلام با هیچ یک از این مبانی سازگاري ندارد.
- از دیدگاه اسلام ریشه انسان گرایی و خودبسندگی و روگردانی از خدا در نشناختن خود است. در متون دینی گفته شده است کسی که خودش را بشناسد، خدا را خواهد شناخت. انسان با درك صحیح از توانایی ها و نیازهاي خود میتواند نیاز خویش را به خدا عیان سازد و بدین ترتیب، برخلاف اومانیست ها، به این نتیجه می رسد که محور حرکت آدمی باید خدا باشد نه انسان و آدمی با رفتن به سمت خدا و فانی شدن در او و متّصف شدن به کمالات الهی و خداگونه بودن است که به انسانیت میرسد و کمال نهایی را به دست می آورد.