فهرست بستن

حقوق بشر

نویسنده: نهضت
کرامت انسانی در حقوق بشر غربی
ادامه:
‌بازتاب کرامت انسانی در حقوق بشر غربی

اصل کرامت انسانی، که ریشه در مفاهیم انسان‌گرایانه و وجدان اخلاقی دارد، در بسیاری از اسناد و اعلامیه‌های دیگر نیز منعکس شده است. به عنوان مثال، کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر و آزادی‌های اساسی تصریح می‌کند که هیچ‌کس نباید تحت شکنجه یا رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز قرار گیرد (یونسکو، ۱۳۸۱: ۱۳۸). همچنین، در اعلامیه آمریکایی حقوق و تکالیف بشر نیز بر برابری منزلت انسانی و حقوق ناشی از آن برای همه افراد تأکید شده است و بیان شده که همه انسان‌ها آزاد و با کرامت و حقوق برابر متولد می‌شوند (ناردو، ۱۳۸۸: ۲۸). بر اساس اصل کرامت انسانی در اسناد حقوق بشری، همه انسان‌ها باید از حقوق برابر برخوردار باشند و هیچ‌کس نباید بر اساس نژاد، رنگ پوست، جنسیت، سن، زبان، مذهب، شرایط اجتماعی یا هر وضعیت دیگری مورد تبعیض قرار گیرد. به عبارت دیگر، همه انسان‌ها صرفاً به دلیل انسان بودن، برابر و دارای کرامت یکسان هستند.
با این حال، علیرغم تأکید گسترده بر اصل کرامت انسانی در اسناد بین‌المللی، ماهیت این کرامت و چگونگی تبدیل آن به منشأ حقوق بشر، موضوع بحث‌برانگیزی است. در مکتب حقوقی غرب، اصالت انسان محدود به دنیای مادی است و دستیابی به صلح و امنیت به عنوان هدف نهایی انسان در نظر گرفته می‌شود. در این دیدگاه، کرامت انسان ناشی از برخورداری از عقل است، ایده‌ای که ریشه در نظریات فیلسوفانی مانند ایمانوئل کانت دارد. کانت معتقد بود که عقل، انسان را از سایر موجودات متمایز می‌کند و همین ویژگی به انسان حیثیت ذاتی می‌بخشد (رحمانی، ۱۳۸۹: ۵۶).
با این وجود، به نظر می‌رسد که حقوق بشر غربی در تبیین ماهیت کرامت انسانی چندان موفق نبوده است. در اسنادی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر، اگرچه از لفظ کرامت استفاده شده، اما ابهام‌هایی در مورد مفهوم و ابعاد آن وجود دارد. در این اسناد، کرامت به عنوان یک ارزش ذاتی در نظر گرفته شده است، اما به کرامت اکتسابی یا ارزشی که انسان می‌تواند از طریق رفتار و انتخاب‌های خود به دست آورد، توجهی نشده است. این امر باعث شده است که گفتمان حقوق بشر غربی در مورد کرامت انسانی با نوعی ابهام و نارسایی مواجه شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *