تألیف: عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی
پیمان شکنی یهودیان بنی قریظه
ادامه:
محاصره برای احزاب طولانی شد و نتوانستند به مدینه حمله کنند و خداوند درشب زمستان بسیار سرد، بادهای تندی را بر آنان فرستاد، به گونه یی که دیگ هایشان را واژگون می کرد و خیمه هایشان را از جا می کند و آتش هایشان را خاموش میکرد و خداوند با نقشه یی که نعیم بن مسعود غطفانی کشیده بود رابطه ی میان بنی قریظه غطفان را خراب کرد، چون نعیم تازه مسلمان شده بود نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و سلم من مسلمان شده ام ولی قومم از مسلمان شدنم باخبر نیستند، پس مرا به هرچه میخواهی دستور بده، پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: همانا تو درمیان ما فقط یک اگر نفری، پس اگر میتوانی آنان را از ما دورکن. بنابراین نعیم خارج شد و هماهنگی و همدلی را که بین مشرکان عرب و یهود بنی قریظه وجود داشت، از بین برد و فرماندهی احزاب ابوسفیان مقرر داشت که کوچ کنند پس در یکی از شبهای شوال سال پنجم هجری به قریش گفت: ای ملت قریش! به خدا قسم شما جای ماندن ندارید یقیناً اسبان و شتران از بین میروند و بنی قریظه هم ما را جا گذاشتند و خبر بدی از جانب آنان به ما رسیده و باد به اندازه یی شدید است که میبینید دیگمان واژگون میشود و آتشمان برپا نمیشود و چادری بند نمی آید پس کوچ کنید که من کوچ میکنم. پس محاصره را ترک کردند و رفتند و خداوند مؤمنان را از جنگ بی نیاز کرد و مسلمانان با بنی قریظه تنها ماندند آن کسانی که در سخت ترین شرایط، در پیمانشان خیانت کردند ، بنابراین مسلمانان آنان را محاصره کرده و بر آنان مسلط شدند و خداوند شکنجه یی که شایستگی اش را داشتند بر آنان خیانت کاران نازل کرد و بدین ترتیب مدینه کاملاً از یهود پاک سازی شد.