فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم

  1. امواج فمینیزم

ج. موج سوم فمینیزم
از نیمه دهه ی 1970-1990، جهان غرب به نقش های سنتی و نهاد خانواده، رویکردی دوباره داشته و از حرکت های تند فمینیزم موج دوم کاسته شد؛ زیرا آثار سوء افراط در حرکت های زن مدارانه، بیش از همه دامان زن را گرفت و خشونت روزافزون در محیط خانواده و محیط کار و عدم امنیت جنسی، از آثار دوره پیش بود. فمینیزم های مدرن در دهه های اخیر سعی نمودند، با ظاهری زنانه و رفتاری ظریف، تمایز خود را از زنان به نمایش بگذارند. اگر در فمینیزم های امواج قبلی، زنان بالقوه و به‌صورت عام، خواهر یکدیگر قلمداد می شدند، اما بی توجهی فمینیزم ها نسبت به نیازها و خواست های زنان اقلیت های قومی در جهان اول و به طور کلی جهان سوم، مورد انتقاد زنان غیر سفیدپوست قرار گرفت. این گونه بیگانگی موجب رشد گروه های فمینیزم سیاه‌پوست شد، که پیگیر پیشینه و هویت خویش بودند و جنبش فمینیزم را از نظر سازماندهی بیش از پیش دچار تفرقه کرد. فمینیست های موج سوم با تقبیح فرهنگ مردم‌سالاری -به‌عنوان ریشه ستم های وارد بر زنان – کانون این فرهنگ را در «تفسیر جهان» و نحوه نگرش به آن می دانند که در دانش های مختلف بروز یافته است. برای رهایی از این فرهنگ، باید با نگاه زنان به جهان نگریسته و از جهان، تفسیری زنانه ارائه شود (زیبایی نژاد و سبحانی، 1381).
‌د. موج چهارم فمینیزم (موج آرام)
موج جدید، جریان انتقادی به بی بند و باری در روابط جنسی و بی اعتنایی به تعهد و حفظ حدود در این روابط است. این جریان یك جهت‌گیری در جنبش فمینیزم است. جریان «قدرت دخترانه» در اوایل دهه 90 میلادی با تفکری ایده آل آغاز شد. دختران شورشی این جریان، مجلاتی برای دوستداران خود چاپ می کردند که در آن با انتقاد از آزار و اذیت جنسی، امید خود را برای جامعه انسانی تر مطرح می کردند. بر خلاف فمینیست های دهه 60 و 70 میلادی با تأکید بر آزادی جنسی، می گفتند: حفظ پاک‌دامنی، مختص بازنده ها است و با طبیعت بشری سازگاری ندارد و پیشگیری از بارداری باید در اختیار نوجوانان باشد و سقط جنین کار درستی است و در واقع آنان با مفهوم عفاف مخالف بودند؛ چرا که آن را وسیله ای برای ستم مردانه می دانستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *