تالیف: سید ابوالحسن ندوی
وفات و رحلت
کسالت رسول الله صلی الله علیه و سلم
کسالت و بیماری رسول الله صلی الله علیه و سلم از آخر ماه صفر سال یازدهم هجرت شروع شد، آغاز آن بدین گونه بود که حضرت صلی الله علیه و سلم شب هنگام به سوی مقبره بقيع تشریف برد و برای آنان استغفار و طلب آمرزش نموده و سپس به خانه برگشتند، صبح روز بعد احساس کسالت و درد نمودند،
ام المؤمنين حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها میگوید: رسول الله صلی الله علیه و سلم وقتی از بقیع برگشتند، من احساس سردرد می کردم و میگفتم «وا رأساه» (وای سرم). حضرت صلی الله علیه و سلم فرمود: «بل انا و الله يا عائشة وا رأساه» (بلكه من، قسم بخدا ای عائشه سرم بسیار درد میکند). هنگامی که در خانه میمونه رضی الله عنها بودند، درد سرشان شدت گرفت. آن حضرت صلی الله علیه و سلم همسران خود را طلب نمود و از آنها اجازه خواست تا در خانه عائشه مورد پرستاری قرار گیرد و به استراحت بپردازد، همگی اجازه دادند. حضرت صلی الله علیه و سلم به کمک دو نفر از نزدیکانش یکی فضل بن عباس و دیگری حضرت علی بن ابی طالب رضی الله عنهما در حالی که سرش را با پارچه ای بسته بود و پاهای مبارک به زمین کشیده می شد، به خانه ام المؤمنین عائشه رضی الله عنها تشریف برد.
ام المؤمنین عائشه رضی الله عنها میگوید حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در مرض الوفات خود فرمود : «يا عائشة ما ازال أجد الم الطعام الذين أكلت بـ « خيبر » ، فهذا أوان وجدت انقطاع ابهری من ذلك السم.»
( ای عائشه من مرتباً اثر درد غذای زهر آلوده ای را که در «خیبر» خورده بودم احساس می کنم، بر اثر همان زهر رگ (ابهر) من دارد قطع میشود.)