بخش 5: رکود اقتصادی
نویسنده: محبوبی
ادامه:
سوم، غفلت از فناوری بود. در قرون میانه، جهان اسلام در زمینه فناوریهای گوناگون، از آسیابهای بادی تا ابزارهای نجومی، پیشرو بود. اما به تدریج، این روحیه نوآوری جای خود را به محافظهکاری و تقلید داد. در حالی که اروپا انقلاب صنعتی را آغاز میکرد و ماشین بخار و ابزارهای نوین را به کار میگرفت، جهان اسلام همچنان بر روشهای سنتی تولید پافشاری میکرد. این شکاف فناورانه، هر روز عمیقتر میشد.
چهارم، نظام مالی ناکارآمد بود. اقتصادهای اسلامی که زمانی با سکههای طلا و نقره میدرخشیدند، به تدریج با کمبود فلزات گرانبها، کاهش ارزش پول و تورم مزمن دست به گریبان شدند. نظام مالیاتی نیز که باید پشتیبان دولت و ساخت و ساز شهری باشد، اغلب به ابزاری برای چپاول و استثمار تبدیل شد و انگیزه تولید را از بین برد.
پیامد این رکود، فراتر از فقر مادی بود. اقتصاد راکد به معنای کاهش منابع برای حمایت از علم و هنر نیز بود. پوهنتون¬ها، کتابخانهها و مراکز علمی که روزگاری با بودجههای کلان اداره میشدند، به تدریج رو به افول نهادند. مخترعان و اندیشمندان، حامیان خود را از دست دادند. شهرهای بزرگ، جمعیت خود را حفظ نکردند و زیرساختهای شهری رو به ویرانی رفت.
اما شاید مهمترین پیامد رکود اقتصاد، تغییر روحیه اجتماعی بود. در جامعهای که اقتصادش رو به رکود است، نوآوری، ریسکپذیری و آیندهنگری جای خود را به محافظهکاری، ترس از تغییر و نگاه به گذشته میدهد. ثروت، به جای آنکه در مسیر تولید و آبادانی به کار گرفته شود، در گنجها و زیرزمینها پنهان میشد. سرمایههای راکد، به جای گردش در چرخه اقتصاد، به صورتی بیجان در میآمدند. انحطاط اقتصادی، نه تنها سفرههای مردم را خالیتر کرد، بلکه ذهنها را نیز به رکود و خاموشی کشاند و تمدنی را که روزگاری بر پایه اقتصاد پویایش استوار بود، از درون سست و آسیبپذیر ساخت.