نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم
۸. گرایش های فمینیزم
ادامه:
ه. فمینیزم پست مدرن: واژه «فمینیزم پست مدرن» تداعی کننده مجموعه ای از مفاهیم و طرز فکرها در مورد زنان و مسائل زنانه است که این مفاهیم، گاه متضاد و متعارض می باشند. این جنبش واژه ای جدید است و مسائل متأخر مربوط به زنان را در بر می گیرد.
فمینیزم پستمدرن را می توان نقد گرایش های فمینیستی دیگر دانست. به باور این فمینیست ها، تمام نحله های فمینیستی (به خصوص رادیکال ها) تلاش میکنند که تفسیری یگانه و کامل از جهان و نگاه زنان نشان دهند، اما تلاش در این راه و بیان دیدگاه ویژه فمینیستی، تداوم فرهنگ مردسالارانه ی است که تلاش می کند حکایت کلی و یگانه ی در باره واقعیت، حقیقت، معرفت، اخلاق و سیاست بازگو نماید.
پست مدرنیسم، که از اساس با کلیت بخشی در تضاد است، با نظریه پردازي هاي عام مدرنیته مخالف است و بر نسبیت و وجود تفاوت هاي فرهنگی، منطقه اي، جنسیتی و… تأکید می کند، چنین یگانگی و کلیتی را نه پسندیده می داند و نه ممکن؛ زیرا تجارب زنان با توجه به طبقه، نژاد و ملیت آنان از یکدیگر متفاوت است و امر واحد و کلی، اسطورههای است که فلسفه و تفکر مدرن و مرسوم به کار می برد تا با آن صداهاي دیگر را خاموش کند. در این اندیشه فمینیستی، پسندیده می باشد و عقیده بر آن است که چندگانگی و کثرت باورهاي جهان شمول فمینیست هاي رادیکال، اَشکال جدیدي از ستم را می آفریند؛ چرا که در گرایش رادیکال، از تفاوت اوضاع جوامع و فرهنگ ها غفلت شده است. این گرایش معتقد است: روابطی که بر زنان تحمیل می شود و رفتارهایی که میان دختر و پسر تفاوت ایجاد می کند، موجب بردگی زن در تاریخ شده است؛ نه اموري مانند: ازدواج و نقش مادري.
برداشت هاي پست مدرن از فمینیزم -که نقد فمینیزم است – با واکنش منفی دیگر گرایش ها روبه رو شده است و یکی از علل افول فمینیزم در اواخر قرن بیستم را ظهور فمینیزم پست مدرن دانسته اند.