تالیف: علامه عبدالشکور لکنوی
امیرالمؤمنین حضرت عمر فاروق رضی الله عنه
اخلاق و احوال حضرت عمر فاروق
۱- بعد از وفات حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه، در سال سیزده هجری به خلافت انتخاب شدند و در مدت نه چندان طولانی، حکومت کوچک اسلامی را به جامعهٔ بزرگ و قدرتمندی مبدل ساختند همانطوری که بوسیله وحی، آن حضرت صلی الله علیه و سلم قبلاً اطلاع یافته بود.
از نظر اخلاقی مزاج جلالی داشت و خیلی زود به خشم می آمد و کاملاً اخلاق حضرت موسی علیه السلام را داشتند. اما با این حال دارای دو صفت عجیب هم بودند: اول اینکه هیچ وقت به خاطر خود خشمگین نمیشد. دوم اینکه، اگر کسی هنگام خشمگینی او، نام خدا را میبرد یا آیه ای از قرآن تلاوت مینمود خشمش فرو می نشست، به طوری که گویی اصلاً خشمگین نشده است.
وقتی که ایشان به عنوان خلیفه انتخاب شدند، مردم از سختگیری ایشان تا حدی واهمه داشتند که از منزل بیرون آمدن و نشستن را ترک کردند، وقتی این وضع را مشاهده نمودند، خطابه ای در این خصوص ایراد و در آن خطابه چنین فرمودند: ای مردم! سختی من هنگامی بود که شما از سایهٔ نرم و پرلطف آن حضرت صلی الله علیه و سلم و ابوبکر صدیق رضی الله عنه بهره می بردید، سختی من با نرمی آنان آمیخته می شد و حالتی معتدل پدید می آمد. اما اکنون که مسئولیت حکومت اسلامی به عهده من گذاشته شده بر شما درشتی نخواهم کرد و شدّت من فقط در حق ظالمان و بدکاران خواهد بود. آنگاه چنین فرمود: ای مردم! اگر من بر خلاف سنت نبوی و و سیرت صدیقی به شما دستور بدهم چه خواهید کرد؟ مردم چیزی نگفتند: باز سخن خود را تکرار نمود، نوجوانی شمشیر بر کشید و برخاست و گفت: «فَعَلْنَا هَكَذَا » (یعنی با شمشیر سر از تن تو جدا میکنیم). ایشان با شنیدن این جواب خیلی شادمان شدند.