نویسنده: محبوبی
فصل هفتم: پلورالیزم
- انواع پلورالیزم
ادامه:
جان هیک، فیلسوف دین، از جمله طرفداران این دیدگاه است. او معتقد است که ادیان مختلف مانند عینکهایی هستند که از طریق آن ها حقیقت متعالی به صورتهای گوناگون درک میشود. هیک این ایده را با عنوان «انقلاب کپرنیکی در الهیات» مطرح کرد و بر این باور بود که ادیان مختلف میتوانند راههای متفاوتی برای رسیدن به حقیقت ارائه دهند (پترسون، 1389: 406).
در تاریخ مسیحیت، پلورالیزم دینی بهعنوان پاسخی به چالشهای ناشی از تنوع دینی مطرح شد. برای مثال، در قرون وسطی، کلیسای مسیحی ادعای انحصار حقیقت و نجات را داشت، اما با ظهور عصر روشنگری و نقدهای فلسفی، این دیدگاه به چالش کشیده شد. شخصی به نام کارِل رانر، متکلم کاتولیک، با طرح نظریه «مسیحیان بینام» زمینه را برای پذیرش کثرتگرایی دینی فراهم کرد. او معتقد بود که حتی کسانی که بهظاهر مسیحی نیستند، اما زندگی اخلاقی خوبی دارند، میتوانند نجات یابند. پلورالیزم دینی در عصر امروزی در جوامع چند دینی بهعنوان راهحلی برای کاهش تنشهای بینادیانی مطرح شده است. بهعنوان مثال، در هند، ادیان مختلف مانند اسلام، هندوئیسم، و مسیحیت در کنار هم زندگی میکنند و ارزشهای اخلاقی مشترک را ترویج میدهند. این نوع پلورالیزم به تقویت همزیستی مسالمتآمیز و افزایش تحمل دینی کمک میکند. اما این نظریه در جوامع اسلامی که متکی بر توحید و یکتاپرستی است مورد پذیرش نمی باشد.