نویسنده: محبوبی
فصل هفتم: پلورالیزم
۷. عوامل پیدایش پلورالیزم
ادامه:
ج. عوامل سیاسی: علل سیاسی نقش مهمی در شکلگیری و گسترش پلورالیزم ایفا کردند. این علل بهویژه در جوامعی مطرح شدند که با تمرکز قدرت و استبداد مواجه بودند. در طول تاریخ، بهویژه در اروپای قرون وسطی و دوران پس از آن، نهادهای مذهبی و سیاسی کلیسا اغلب قدرت مطلق را در دست داشتند و خود را نماینده عام و تام خدا و حضرت مسیح میدانستند و هرگونه مخالفت با آموزهها یا سیاستهای آنها بهشدت سرکوب میشد. این شرایط باعث شد که اندیشمندان و فیلسوفان به دنبال راهحلهایی برای توزیع قدرت و کاهش تمرکز آن از دست کلیسا شوند. پلورالیزم بهعنوان راهحلی برای این چالشها مطرح شد و بر پذیرش تکثر در عقاید، فرهنگها و نهادها تأکید کرد. یعنی یکی از مهمترین علل سیاسی پیدایش پلورالیزم، در جهان غرب تمرکز قدرت در کلیسای مسیحی در قرون وسطی بود. در آن دوران، کلیسا بر تمام جنبههای زندگی مردم تسلط داشت. کلیسا ادعای انحصار حقیقت را داشت و هرگونه مخالفت با آموزههای آن بهعنوان ارتداد تلقی میشد و مجازاتهای سنگینی در پی داشت. این تمرکز قدرت باعث شد که بسیاری از اندیشمندان و اصلاحطلبان، مانند مارتین لوتر در جنبش اصلاحات پروتستانی، به نقد کلیسا بپردازند و خواستار توزیع قدرت و آزادی عقیده شوند. پلورالیزم در این بستر بهعنوان راهحلی برای کاهش تمرکز قدرت و افزایش مشارکت مردم در تصمیمگیریها مطرح شد.
علاوه بر تمرکز قدرت در کلیسا، جنگهای مذهبی نیز از دیگر علل سیاسی مهم در پیدایش پلورالیزم بودند. در اروپای قرن شانزدهم و هفدهم، جنگهای طولانی و خونینی بین کاتولیکها و پروتستانها درگرفت که به کشتارهای بیشمار و ویرانیهای گسترده منجر شد. این جنگها، که اغلب بر سر اثبات برتری یک فرقه مسیحی بر فرقه دیگر صورت میگرفت، باعث شد که بسیاری از اندیشمندان غربی نظریه پلورالیزم را بهعنوان راهحلی برای کاهش خشونت و تقویت تساهل و تسامح بین این فرقه مطرح کنند.