نویسنده: محبوبی
فصل هفتم: پلورالیزم
۷. عوامل پیدایش پلورالیزم
ادامه:
د. عوامل دینی: علل دینی نیز در پیدایش پلورالیزم نقش مهمی داشتند. این علل بهویژه در مسیحیت مطرح شدند. از جمله این علل میتوان به شمولگرایی اشاره کرد. مثلاً برخی از متکلمان مسیحی، مانند کارل رانر، با طرح نظریه «مسیحیان بینام»، بر این باور بودند که حتی کسانی که بهظاهر مسیحی نیستند، اما زندگی اخلاقی خوبی دارند، میتوانند نجات یابند. این نظریه زمینه را برای پذیرش تکثر در ادیان و حقانیت نسبی آنها فراهم کرد. علل دیگر نقد انحصارگرایی دینی بود. مثلاً در مسیحیت، برخی از متکلمان به نقد انحصارگرایی دینی پرداختند و بر این باور بودند که هیچ دینی نمیتواند ادعای انحصار حقیقت را داشته باشد. این نقد باعث شد که پلورالیزم بهعنوان راهحلی برای پذیرش تکثر در ادیان مطرح شود (مشکات، 1394: 118-119).
در نتیجه میتوان گفت که پلورالیزم بهعنوان یک نظریه فلسفی و اجتماعی، در پاسخ به تحولات تاریخی، فرهنگی، و معرفتی در غرب شکل گرفت. علل پیدایش این نظریه شامل علل معرفتی (نسبیت معرفت و شکاکیت نسبت به کتابهای مسیحیت)، علل فرهنگی و اجتماعی (تنوع فرهنگی و افول معنویت)، علل سیاسی (تمرکز قدرت در کلیسا و جنگهای مذهبی)، علل دینی (شمولگرایی و نقد انحصارگرایی دینی)، است. این علل به طور همزمان و در تعامل با یکدیگر، زمینه را برای شکلگیری و گسترش پلورالیزم فراهم کردند.