تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید؛ به مثابهی یک نظرگاه تفسیر کنندهی جهان
غایت گرایی
ادامه:
انسان تنها آفریدهای است که ارادهی خداوند،نه به صورت ضروری، بلکه با موافقت خود انسان، در وی تحقق می یابد. کارکردهای جسمی و روانی موجود در انسان نیز مکمّل طبیعت اند و به این اعتبار، ضرورتاً تابع همان قوانینیاند که همه مخلوقات دیگر از آن تبعیت میکنند. اما کارکردهای روحی/ معنوی از قبیل فهم و عمل اخلاقی، در خارج از حد و مرزهای تعیین شدهی طبیعت قرار میگیرند. از این رو بر قوانین خاص خود تکیه دارند و از آنها تبعیت
میکنند.
محقق ساختن ارادهی خداوند در جوانب و ابعاد روحی / معنوی، ارزش کیفی خاصی دارند که با تحقق آن به صورت بالضروره در میان سایر مخلوقات، مختلف و متفاوت است. تحقق [ارادهی الهى ] به صورت بالضروره، بر ارزشهای عناصر مادی یا ارزش های سودانگارانه انطباق مییابد و بس، اما عملکرد آزاد، بر ارزش های اخلاقی انطباق مییابد. با این حال ارزشهای اخلاقی خداوند و اوامر او به انسان در عالَم محسوس دارای بنیاد و پایه اند. لذا آنها نیز جانب و بُعدی سودگرایانه دارند. اما این جنبه و بُعد، صفت متمایز کنندهی آنها، یعنی اخلاقی بودن را به آنها نمیبخشد. اوامر، در آن جنبه که آزادانه قابل اجرا هستند یعنی در صورت وجودِ امکان خروج از آنها (و عدم اجرای آنها )، دقیقاً همان امری است که هیبتی را فراهم می سازد که ما بر اشیای «اخلاقی» میپوشانیم.