تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید به مثابهی نخستین اصل در فلسفهی ماوراء الطبيعي
جنبهی محتوا «ادامه»
نتیجه ای که ضرورتاً بر این امر مترتب میگردد، این دیدگاه است که توحید، بیانگر الغای هر گونه نیروی فاعل (کنشگر) در طبیعت، در کنار خدا است که اقدام ازلی وی، همان قوانین ثابت موجود در طبیعت است. لکن این امر، شبیه انکار هر نوع اقدام، از جانب هر نوع قوایی غیر از قوای نهفته در طبیعت، نظیر سحر، شعبده، ارواح، یا هر نوع خاطرِ نهانی دیگر از هر منبعی، از دخالت اجباری در روند طبیعت است. به همین خاطر توحید، یعنی برکندن قداست از حوزه های مختلف طبیعت و اعطای صفت غیر دینی به آنها است. این امر به صورت مطلق شرط اول، در علم طبیعت است. از این رو از طریق توحید، طبیعت، از خدایان و ارواح مطرح در دیانتهای ابتدایی جدا گشت و به فضل توحید، ذهن دینی به صورت سازندهی اساطیری درآمد که برای نخستین بار توانست از محدودهی اولیهی خود گذر کند. علوم طبیعت و تمدن نیز توانستند به برکت نگرش دینیای که جهان را تفسیر میکند و به صورت قاطع، هرگونه ارتباط دوجانبه در میان «مقدس» و «طبیعت» را رد مینماید، پیشرفت کند.