نویسنده: محبوبی
فصل هشتم: امپریالیزم
۶. شخصیتهای امپریالیزم
ادامه:
ج. رزا لوکزامبورگ(Rosa Luxemburg)
رزا لوکزامبورگ، نظریهپرداز مارکسیست، در کتاب: «انباشت سرمایه»، (۱۹۱۳) به بررسی رابطهی بین سرمایهداری و امپریالیزم پرداخت. او استدلال کرد که سرمایهداری برای بقا نیاز به گسترش به بازارهای جدید و استثمار کشورهای غیرسرمایهداری دارد. لوکزامبورگ معتقد بود که این فرآیند در نهایت به بحرانهای اقتصادی و انقلابهای اجتماعی منجر میشود . وی یکی از شخصیتهای تأثیرگذار بر ایدئولوژی امپریالیزم محسوب میشود؛ زیرا وی بهشدت به نقد سیستم سرمایهداری پرداخت و معتقد بود که این سیستم به طور طبیعی به سمت امپریالیزم سوق پیدا میکند. او بر این باور بود که نیاز به بازارهای جدید و منابع طبیعی برای حفظ سود در نظام سرمایهداری، کشورها را به سمت استعمار و امپریالیزم سوق میدهد. همچنین در کتاب: «انقلاب اجتماعی» به بررسی ضرورت انقلاب اجتماعی برای رهایی از سیستم سرمایهداری و امپریالیزم پرداخته است. او تأکید نموده است که تنها با یک انقلاب کارگری میتوان به مقابله با امپریالیزم و استثمار پرداخت. لوکزامبورگ به تحلیل امپریالیزم در چارچوب نظریه مارکسیستی پرداخت و آن را بهعنوان یک مرحله از توسعه سرمایهداری توصیف کرد. او معتقد بود که امپریالیزم نهتنها به کشورهای مستعمره آسیب میزند، بلکه خود کشورهای امپریالیستی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. او در فعالیتهای سیاسی خود، بهویژه در جنبشهای کارگری و سوسیالیستی در آلمان، بر اهمیت مبارزه علیه امپریالیزم تأکید داشت و در این راستا فعال بوده است؛ بنابراین، رزا لوکزامبورگ را میتوان یکی از شخصیتهای برجستهای دانست که نظریاتش در زمینه امپریالیزم و نقد سرمایهداری تأثیر زیادی بر جنبشهای سوسیالیستی و تفکرات مارکسیستی داشته است. او نهتنها به تحلیل امپریالیزم پرداخت، بلکه همچنین بر ضرورت مبارزه با آن تأکید کرد (همان، 45).