نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: مداخلات بیگانه در طرح تجزیه افغانستان
شرایط موجود برای تجزیه
یکی دیگر از عواملی که کار تجزیهطلبان داخلی را سخت میکرد آن بود که نیروهای بینالمللی به سرکردگی امریکا، ارتش ملی افغانستان را با تجهیزات مدرن بازسازی و این کار را با استفاده از سربازان تمام اقوام از سرتاسر افغانستان انجام دادند. این کار دو جنبه داشت: یکی جنبه مثبت که امکان تجزیه را سختتر میکرد و دوم جنبه منفی بود که میتوانست بهسرعت باعث انحلال ارتش ملی جمهوریت در شرایط سخت شود. تجزیهطلبان از هر دو نکته در رنج بودند. آنان بههیچعنوان نمیتوانستند در تشکیل دولت جدید شمالی از این نیرو استفاده کنند و امیدوار بودند که در عوض، این دو دولت جدید، از شبهنظامیان محلی که توسط رهبران مانند عطا محمد نور، عبدالرشید دوستم، اسماعیلخان و… با پذیرش دائمی نیروهای خارجی به کار گرفته شدهاند استفاده خواهند کرد. آنان بهخوبی میدانستند که پشتونستان شمالی یا جنوب افغانستان، بیش از کنفدراسیون آسیای مرکزی جدید، از پذیرش بیگانگان اجتناب میکند؛ لذا کنفدراسیون آمادگی آن را خواهد داشت که وارث بخش عظیمی از کمکهای جامعه جهانی باشد و اقتصاد خود را از آن راه احیاء کند. از سال 2001 به اینسو، نحوه فعالیت خشونتبار در عملیات ویژه نیروهای غربی با همکاری نیروهای اردوی ملی که نتوانستند زمینه پیروزی اتحاد شمال را در برابر امارت اسلامی تسهیل کنند. در این برهه از زمان بود که تحلیلگران غربی، مأیوس از نیروهای قوای مسلح خود و تربیتشدگان افغانی، به فکر تجزیه افغانستان افتادند.
آنان تصور میکردند که افغانستان یکپارچه فعلی، یک کشور ثروتمند نیست؛ پشتونستان شمالی و کنفدراسیون آسیای مرکزی هم ثروتمند نخواهند بود. اما این کشور یکپارچه، مملو از ذخایر زغالسنگ، مس، آهن، لیتیوم، طلا، سنگهای گرانبها و مواد معدنی کمیاب است. ولایت هلمند نیز ممکن است منبع اورانیوم باشد. ذخایر متوسط نفت و گاز افغانستان نیز در پروسه استخراج قرار خواهند گرفت. پس از تقسیم افغانستان، دو دولت جدید دارای منابع طبیعی و انسانی کافی هستند تا با استفاده از آنها بتوانند دو اقتصاد مستقل ایجاد کنند، ضمن اینکه میتوانند از باقیمانده میلیاردها دلار سرمایهگذاری خارجی انجام شده طی دو دهه گذشته نیز استفاده کنند.