نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
رهبران کمونیست در افغانستان
ببرک کارمل
چاکری ببرک از کرملین
سفر پنجم: در اواخر ثور سال 1361 هجری شمسی، کارمل کمونیست به آلمان شرقی سفر کرد و در بازگشت خود در تاریخ 4 جوزای سال مذکور بهعنوان مریض به هدف تداوی، وارد مسکو شد و حدود یک ماه در آنجا بود که در تاریخ 2 سرطان به کشور بازگشت.
این سفر چاکر روسها (کارمل) با شدیدترین بحرانها و درگیریهای داخلی کشور و شدت عملیات چریکی مجاهدین و همچنین برخورد و اختلافات درون حزبی جناح خلق و پرچم همزمان بود. سفر یک ماههی ببرک شایعات و اختلافات زیادی را به همراه داشت. برخی چنین گمانهزنی میکردند که کارمل به دلیل بیکفایتی در هماهنگ کردن جناح خلق و پرچم، شاید به سرنوشت شوم رهبران دیگر حزب دموکراتیک خلق (ترهکی و امین) دچار شود. برخی بنابر شایعات به این باور بودند که کارمل به بیماری سرطان مبتلا شده است. به هر حال، کارمل در برگشت از این سفر یک ماهه، حال و هوای سفرهای گذشته را نداشت و این حاکی از این بود که این بار بادارانش روی خوشی به وی نشان ندادند.
سفر ششم: اما سفر هفتم کارمل کمونیست با بقیه سفرهایش متفاوت بود، شاید در سفرهای گذشته با خوشحالی به چاکری و پایبوسی برژنف میرفت. اما این سفرش با نوحه و فریاد همراه بود؛ زیرا زندگی، وحشیترین جنایتکار تاریخ، برژنف را مهلتی بیش نداد تا به جنایات خویش ادامه بخشد و او را به کام مرگ فروبرد و در تاریخ 18 عقرب 1361 هجری شمسی فرشتهی مرگ جان از کام وی گرفت و او را آمادهی عذاب نموده، رهسپار جهنم کرد و طومار ننگین هجده سال آدمکشی و وحشیگری وی را درهم پیچید. غلام حلقه بگوش برژنف (کارمل) نوحهکنان جانب مسکو شتافت و مراتب پایبوسی و چاکری خویش را این بار بر تابوت بادارش تقدیم کرد و با گورباچف بادار جدیدش دیدار نموده، دستورات جدید را دریافت کرد.
سفر هفتم: بار دیگر کارمل همراه با سلطانعلی کشتمند در ماه قوس 1361 هجری شمسی به هدف اشتراک در شصت و سومین سالگرد روسیه وارد مسکو شد و مجدداً به چاکری و آستانبوسی کرملین مشرف شد.
اینها تقریباً بیشتر سفرهای بود که کارمل به هدف چاکری و آستانبوسی کرملین به روسیه رفته بود. از این پس روند تدریجی زوال و سقوط حاکمیت ببرک کارمل آغاز شد.