نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: گفتار اول: گوشهای از جنایات شورای نظار به رهبری احمدشاه مسعود
در جریان جنگهای داخلی شهروندان کابل، تاریخ خونین و وحشتناکی را در جریان جنگهای تنظیمهای شرور و خرابکار (1371-1375 خورشیدی) سپری کرده اند. در این میان قتلعام در افشار کابل مورخ 21 و22 ماه دلو سال 1371 یکی ازغمبارترین و دهشتبارترین آنهاست. در افشار کشتار انسانهای بیگناه و فجایع انجام شده تا سرحد نسلکشی انجامیده بود. با دنبال نمودن جریان عملیات محاربوی و تهاجم بر افشار میتوان به بخشی از جنایاتی که در آنجا به وقوع پیوسته پیبرد. ابعاد قساوت و بیرحمی چنان گسترده است که خواندن و نوشتن هر واقعۀ آن، انسان را به وحشت می اندازد، زنان، مردان، کودکان پیر و جوان به بیرحمی کشته شدند؛ آنهاییکه ازفاجعه افشارجان به سلامت برده اند، با زخم-های عمیق روحی و روانی به یاد آنروزها هستند.
آنچه در جریان تهاجم به افشار اتفاق افتاده بسیار گستردهتر از خود جنگ و قلمرو آن است، در اینجا سران و فرماندهان جنگ با استفادة ابزاری از دین، مذهب و برانگیختن عصبیتهای مذهبی و قومی بهخاطر حفظ جلال، قدرت و تمامیتخواهیشان، دست به قتلعام زدند. با خدعه و عوامفریبی، مذاهب و اقوام را در مقابل هم قرار داده و به انتقامگیریهای خونین واداشتند. دامنة کشتارجمعی، تجاوز بر ناموس، چور و چپاول داراییهای مردم، گروگانگیری، اسارت و عملکردهای وحشیانه، بسیار فراتر از شکنجههای قرونوسطایی بود.
در چنین زمانی، از یکسو تمایلات جناحهای مخالف شورای نظار (حزب اسلامی حکمتیار، حزب وحدت، جنبش ملی دوستم) به ایجاد ائتلاف جدیدی بر علیه حکومت ربانی و مسعود از سرعت بیشتری برخوردار گردیده و از سوی دیگر حزب وحدت اسلامی با بسیج حدود (دههزار نفر) از تفنگداران خود، بخشهای اعظم ساحات غرب شهر کابل را با توحش کمنظیری تحت کنترل خود نگهداشته، به حیث نیرومندترین حریف برای سیاف و شورای نظار قد برافراشته بود.
رد پای کمونیزم