نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
3.ضرورت انسانشناسی
ب. انسانشناسی در چارچوب معارف دینی
- نبوت تجلی ظرفیت انسانی
دومین حوزه، ارتباط انسانشناسی با مسأله نبوت است. فلسفه نبوت در نظام اسلامی مبتنی بر این اصل است که انسان تنها با تکیه بر عقل خویش نمیتواند به سعادت حقیقی دست یابد و نیازمند راهنمایانی الهی است. از سوی دیگر، این نظام بر این حقیقت تأکید دارد که برخی انسانها میتوانند به آن مرحله از رشد و تعالی و عصمت دست یابند که به طور مسقیم یا به واسطه فرشتگان الهی با خداوند ارتباط پیدا کنند و مجرای تحقق معجزات الهی و رساندن معارف و پیام خداوند به سایر انسان¬ها قرار ¬گیرند. پذیرش چنین امر و حقیقتی مستلزم پذیرش چنین ظرفیت بالایی برای انسان است که به مقام عصمت و ارتباط ویژه با خداوند نائل می¬گردد. قرآن کریم در پاسخ به شبهه منکران که چرا خداوند فرشتهای را به پیامبری نمیفرستد، تصریح میکند که پیامبران از جنس خود انسانها هستند. - معاد تبلور حیات جاویدانه
سومین حوزه، ارتباط انسانشناسی با معاد است. اعتقاد به حیات پس از مرگ بر این پیشفرض استوار است که انسان دارای بعدی روحانی و مجرد است که با مرگ جسمانی نابود نمیشود و قابلیت ادامه حیات مستقل را دارد. چنین اعتقادی در واقع نوعی نگرش نسبت به انسان است که اگر در مباحث انسان¬شناختی به چنین تصویری در مورد انسان نرسیم و نتوانیم آن را اثبات کنیم، مسأله معاد معقول و دارای پشتوانه استدلالی نخواهد بود. لذا قرآن کریم در پاسخ به شبهه منکران معاد که چگونه ممکن است پس از متلاشی شدن بدن، حیات مجددی وجود داشته باشد «وَ قَالُوا أَءِذَا ضَلَلْنَا فِی الْأَرْضِ أَءِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ» (سجده:10). قرآن با تأکید بر قدرت بیمنتها و علم نامحدود پروردگار پاسخ میدهد: «أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُ بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ» (قیامه:3-4). این آیات به روشنی بیان میکنند که مرگ به معنای نابودی کامل انسان نیست، بلکه تنها انتقال از مرحلهای به مرحله دیگر از حیات است.
قرآن کریم برای تقریب به ذهن، مثالهای گویایی از قدرت خداوند در احیای مردگان ارائه میدهد: «وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَن یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ. قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ» (یس:78-79). این استدلالها نشان میدهد، همان خدایی که انسان را از عدم آفرید، قادر است او را بار دیگر بیافریند: «کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ» (انبیاء:104). این نگرش قرآنی به معاد، زندگی انسان را از محدوده تنگ مادیات فراتر برده و به آن عمق و معنایی جاودانه میبخشد. اعتقاد به معاد در نظام انسانشناسی اسلامی، نه تنها یک باور دینی، بلکه عاملی مؤثر در جهتدهی به رفتارها و انتخابهای انسان در زندگی دنیوی است.