تالیف: سید ابوالحسن ندوی
فتح مکه
رمضان سال هشتم هجرت
مقدمات فتح مکه
ادامه:
ابوسفیان روبروی دسته های فتح
حضرت رسول اکرم -صلی الله علیه و سلم-، به عباس بن عبدالمطلب-رضی الله عنه- دستور داد که ابوسفیان را در دهانه دره ای که گذرگاه واحدهای لشکر اسلام است بنشاند، دسته های فتح به حرکت در آمدند، گویی دریا موج میزند قبیله ها با پرچمهای خود از برابر ابوسفیان عبور می کردند، هرگاه قبیله ای عبور میکرد ابوسفیان درباره مشخصات آن از عباس-رضی الله عنه- سوال می کرد و خودش نیز اظهار نظرهایی میکرد تا اینکه رسول الله -صلی الله علیه و سلم-در میان یکی از واحدها به نام« کتیبه خضراء» (لشكر سبز) عبور کرد در این واحد مهاجرین و انصار بودند، سراسر بدن آنها غرق در اسلحه بود و بجز چشمان پر فروغ آنان، چیزی دیگر پیدا نبود. ابوسفیان با کمال تعجب پرسید: سبحان الله ای عباس! این ها چه کسانی هستند؟ عباس-رضی الله عنه- گفت این رسول الله -صلی الله علیه و سلم-است که در میان مهاجرین و انصار قرار دارد، ابوسفیان گفت هیچ قدرتی نمی تواند در برابر اینها مقاومت نماید، قسم به خدا ای ابوالفضل سلطنت و ریاست برادر زاده تو خیلی اوج گرفته و بسیار با شکوه معلوم می شود، عباس-رضی الله عنه- گفت این سلطنت نیست بلکه نبوت و رسالت است، ابوسفیان گفت بلی! درست است.
ابوسفیان بعد از دیدن این مناظر شکوهمند لشکر اسلام در میان مردم «مکه» برخاست و با صدای بلند فریاد بر آورد ای گروه قریش این «محمد» است، که با یک سپاه بزرگ بر شما وارد میشود هیچ کسی توان مقابله با وی را ندارد، هر کسی در خانه ابوسفیان داخل شود، در امان است مردم گفتند خدا تو را بکشد، خانه تو به درد چه کسی می خورد؟ یعنی ما زیاد هستیم.
ابوسفیان گفت هر کسی در خانه اش را بر خود ببندد او نیز در امان است و هر کسی داخل مسجد برود خون و جانش محترم است، آنگاه همگی مردم به خانه های خود و عده ای به سوی مسجد روانه شدند.