فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل پنجم: کمونیسم

  1. نقد و نظر

‌د. دوری از عقل گرایی
ايدئولوژي کمونيستي بنا بر نيات و مقاصدش، ايدئولوژي عقل‌گرا بود. عقل‌گرایی از اين مقوله سرچشمه می گیرد که روش هاي علمي، معيارهاي همگاني و جهان‌شمولی در اختيار ما قرار ميدهند که به وسيله آنها قادريم تشخيص دهيم کدام يک از شناخت ها و شناسايي هاي ما باارزش است و کدام بي ارزش؟ عقل گرايي نظام ممنوعيت هاست؛ ممنوعيت هايي که مرزهاي غیر قابل عبوري پيرامون فکر و حس کنجکاوي و قوه تخيل ما ايجاد مي کند. عقل گرايي بدون آنکه ضرورتاً به طور دقيق به ما چيزي بگويد، در گوش ما زمزمه مي کند که اولاً تمام مسائل و مشکلات انساني فني و تکنيکي اند و ثانياً به‌محض يافتن و به کار گرفتن روش و تکنيک مناسب و درخور، اين مسائل و مشکلات قابل حل و دفع هستند. اصل اول بسان معيار و هنجارهاي اختياري و دلخواه است و اصل دوم يکسره باور نکردني و پذيرفتني است. هر دو اصل مطابق با اصول ايدئولوژي کمونيستي است. بديهي است که در نظام کمونيستي، اصول اساسي عقل گرايي، واقعاً به اين معنا که بر مبنای آن، قواعد علمي به‌راستی به جهان بيني کمونيستي مشروعيت بخشند، پيگيري نمي شد. عقل گرايي حکم نماي ايدئولوژيکي و منظر بيروني آن را داشت و دست‌آویزی بيش نبود. اما همين دست‌آویز بهانه کافي بود تا با تکيه بر آن، تمام اشکال حيات ديني را به‌عنوان آنکه پسماندهای ضد علمي و خرافات هستند را از ريشه برکند و با قهر و خشونت نابود کند (کولاکوفسکی، 1384: 1-7).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *