تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید؛ به مثابهی یک نظرگاه تفسیر کنندهی جهان
قدرت انسان و فرمانبرداری طبیعت
از آنجا که هر چیزی – از جمله کلیت هستی -، برای غایتی آفریده شده است، محقق ساختن آن غایت، باید در مکان و زمان، «ممکن» باشد. در غیر این صورت گریزی از تشکیک نیست. به علاوه خود آفرینش و مکان و زمان نیز معنا و محتوای خود را از دست میدهند. بدون این «امکان»، «تکلیف» یا التزام اخلاقی از هم میپاشد و با این فروپاشی نیز غایت گرایی یا قدرت خداوند در هم میشکند. محقق ساختن مطلق، یعنی سبب الهی برای آفرینش نیز باید در عرصهی تاریخ، یعنی در محدودهی مسیر زمان میان آفرینش و روز حساب «ممکن» باشد. انسان نیز به عنوان صاحب فعلِ اخلاقی، باید قادر باشد که خود، سایر همنوعان خویش (یعنی جامعه ) و طبیعت (یعنی محیط) خود را تغییر دهد تا نظام، یا امر الهی، در وجود خود او و نیز در همهی موارد نامبرده، تحقق یابد.