از ابتدای فتح افغانستان توسط امارت اسلامی عدهی انگشتشماری زیر نام جبهه مقاومت دست بهسلاح بردند و علیه نظام اسلامی اعلان بغاوت نمودند، اما در همان روزهای آغازین با شکست مواجه شدند و افرادشان قلع و قمع گردیدند.
جدا از آنها افرادی هستند که در بیرون از افغانستان حضور دارند و بر بالینهای گرم و نرمشان سخن از بغاوت میزنند و جوانان سادهلوح را به این امر ناشایست تشویق میکنند.
اما سوال اینجاست که هدف از بغاوتشان علیه نظام اسلامی چیست و آیا واقعا آنطور که خود بیان میکنند بخاطر مردم و نجات کشورشان دست به بغاوت زدند یا اینکه پشت اینشعارها اهداف دیگریست؟
حال چون با دیده انصاف نگاه کنیم درخواهیم یافت که شعارهای رنگارنگ و سخنان زیبایشان چیزی جزء مکر و فریب نیست و ادعایشان مبنی بر وطن دوستی بهدور از عملکردشان است.
بهراستی چه چیزی برای یک کشور مستقل بدتر از اشغال است؟
اگر واقعا این افراد غمخوار واقعی ملت و کشورشان اند پس چرا در زمان اشغال علیه بیگانگان قد علم نکردند و دست به سلاح نبردند؟
حالآنکه در آن زمان ملت افغانستان زیر یوغ اشغال آمریکا بدترین رنجها ومصیبتها را متحمل میشدند.
اما بغاوتگران امروزی نهتنها در مقابل دشمن سکوت نمودند بلکه در موارد بسیاری با تمام قوت در خدمت اشغالگران بودند و در جهت تامین منافعشان قدم میگذاشتند.
اکنون چطور بپذیریم افرادیکه تا دیروز دست در دست بیگانگان علیه ملتشان کار میکردند حالا که اشغالگران رخت سفر بربستند و فرار را بر قرار ترجیح دادند اینها به فکر صلاح و خوبی مردمشان افتاده اند؟
یقینا که واقعیت امر برخلاف آن چیزیست که ادعا میکنند و میان سخنان و اعمالشان زمین تا آسمان فرق است و للهالحمد اکنون برای عموم ملت مجاهدپرور افغانستان چهره واقعی بغاوتگران رو شده است و دیگر کسی فریب زبان چربشان را نمیخورد.