فهرست بستن

بازگشت به اسلام «سید ابوالحسن ندوی»!

پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم اسامه بن زید رضی الله عنه را به فرمانـدهی سـپاهی منصـوب کـرد و بـه او دستور داد: که عازم شام بشود، اما پیامبر صلی الله علیه و سلم وفات نمود و سپاه از حرکت بـاز ماندنـد، در این موقع قبایل عرب به طور دسته‌جمعی و یا انفرادی مرتد می‌شدند. منافقین هم دست به کار شدند و یهودی‌ها و مسیحی‌ها نیز سر برآوردنـد، و در واقـع مسـلمانان مانند رم‌های در شب بارانی غافلگیر شده بودند. چون از طرفی پیامبر اسلام و رهبرشان از دنیا رفته بود و از طرفی جمعیت خودشان اندک و دشمنان‌شان فراوان بود. مردم به ابوبکر رضی الله عنه گفتند: لشکر اسلام همین‌هـا هسـتند (سـپاه اسـامه) و چنانکـه می‌بینیـد عرب‌ها نقض پیمان کرده‌اند. بنابراین، بهتر است این جماعت را از اطراف خود دور نسازید. ولی ابوبکر رضی الله عنه گفت: «قسم بـه خـدایی کـه جـانم در دسـت اوسـت، اگـر درندگان وحشی هم تکه پاره‌ام بکنند بنـا بـه فرمـان پیـامبر صلی الله علیه و سلم سـپاه اسـامه را راهـی می‌کنم». بعد هم برای مردم سخنرانی کرد و به آنها دستور داد: برای جنگ خـود را آماده کنند و افراد سپاه اسامه همگی به اردوگاه خود در جرف بـاز گردنـد. آنگـاه ابوبکر رضی الله عنه باقیماندۀ آن قبایل کوچک و (مرتد) را در محل‌های خودشان محبوس کرد و عده‌ای را هم به مراقبت از آن‌ها گمارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *