فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
ادامهی دوره معارف
کیفیت و کمیت نامناسب
و- فقر کیفی متون درسی: وقتی سخن از محتوای کتب درسی مطرح میگردد، از لوازم آن تعیین اهداف کلی، اهداف رفتاری، اهداف میانی و اهداف نهایی مطرح میباشد. روشن است که محتوای درسی باید تمامی نیازهای شناختی، عاطفی، عقلانی، اخلاقی، نیازهای حرفهی و مهارتی و غیره را فراهم سازد که هرکدام از کشورها اهداف مخصوصی هم با توجه به آداب و فرهنگ خویش در محتوای درسی خویش دخیل مینماید، اما فارغ از هرگونه خصوصیتهای جوامع باید محتوای درسی بتواند پاسخگوی همه نیازهای فراگیران و جامعه باشد تا در نتیجه شهروند سازگار با جامعه مدنی تربیت نماید و به سوی جامعه آرمانی و مطلوب اسلام گام بردارد. کتب درسی و فرایند آموزش در مراحل مختلف سنی فرقهای زیادی دارد که طبیعتاً سازوکار و روشهای مخصوص خود را میطلبد. انتخاب عکسها و تصاویر زیبا و مربوط به مفاهیم و مطالب تهیه شده در کیفیت محتوا نقش اساسی دارد. گاه یک عکس خوب و معنادار بیشتر از نوشته در یادگیری مؤثر میباشد. متأسفانه! این موضوع در کتب درسی گذشته چندان رعایت نشده است و کتابهای درسی کیفیت بسیار نازل و بدی داشته است. اگر عکسی هم آمده، گاهی به صورت سیاه و سفید و بیکیفیت و نامطلوب میباشد. از همه دردناکتر اینکه همین کتب با چنین کیفیتی، همه مناطق کشور را تحت پوشش قرار نمیداده و در برخی مناطق و موارد از آن کپیبرداری میشده است و نهتنها این مناظر و عکسها و نمودارها و نمادها به بهبود یادگیری کمک نمیکرده که موجب سردرگمی مخاطب میشده است.
کیفیت و کمیت نظام آموزشی کشور در نظام جمهوریت، تحت تأثیر منفی عوامل مذکور سیر افولی و نزولی بیسابقهی را در پیش گرفته، تا حد ممکن از رشد و بالندگی بازمانده بود. قطعاً عوامل متعددی در فقر کمی و کیفی سیستم آموزشی افغانستان دخیل بوده است، اما بدون تردید عوامل مذکور از جمله مهمترین عواملی است که بر کیفیت و کمیت این سیستم تأثیر منفی برجا گذاشته و منجر به گسترش بیسوادی در جامعه شده است.
ادامه دارد…