فصل دوم: مصداقهای فساد اداری در افغانستان
مصداقهای فساد اداری در قوهی قضائیه
بیماری بدخیم و فراگیر فساد اداری در بیست سال گذشته، دوران نظام جمهوری و دموکراسی، تمام ارگانها و نهادهای دولتی را فراگرفته بود؛ این ادعا را با جرئت میتوان مطرح کرد. بهندرت میتوان ادارهی پیدا کرد که به این بیماری مبتلا نشده و جان سالم به در برده باشد. شاهد و گواه این ادعا، تمام مردم افغانستان هستند. اگر در جامعهی افغانستان از هر صاحب عقل و خردی بپرسی، قطعاً جواب مثبت خواهد داد؛ زیرا، اکثر پیر و جوان این سرزمین، حتماً تجربهی پرداخت رشوت در ادارات دولتی را دارند و این متأسفانه یک واقعیت غیر قابل انکار است. باید اذعان داشت که تعداد اندکی از دوسیههای فساد میلیونی افراد و اشخاصی که در ارگانها و نهادهای مختلف دولتی بر ارکیهی قدرت تکیه زده بودند، افشا شده است. ازاینجهت با کمال اعتماد میتوان به این پرسش، پاسخ منفی داد که آیا تمام اشخاصی که در نظام جمهوریت به فساد آغشته بودند، افشا شدند؟ یا مورد بررسی و بازخواست قرار گرفتند؟ دوسیههای افشاشدهی فساد اداری، یکی از هزار و مشتی نمونهی خروار بود. برای مثال: هیچ دوسیهی از قوهی قضائیه که بیانگر فساد نهادهای عدلی و قضایی و عاملان و دستاندرکاران قوهی قضائیه باشد و بهصورت دقیق از شخصی نامبرده باشد، افشا نشده است و مورد بررسی و بازخواست قرار نگرفته است. آیا کسی میتواند ادعا کند که در قوهی قضائیه فساد اداری وجود نداشته و قاضیان نامحترم به این بیماری بدخیم مبتلا نبودند و ثروت و دارایی دولت و ملت را به تاراج نبردند؟ قطعاً پاسخ این پرسش نیز منفی است.
ادامه دارد…