فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
ادامهی دوره معارف
مشکلات تحمیلی بر نظام آموزشی
۲- فقر و تنگدستی
بدون تردید یکی از مهمترین مشکلاتی که از بیرون بر نظام آموزشی کشور در بیستساله گذشته (دوران جمهوریت) تحمیل شده بود، فقر و ناداری مردم بوده است. فقر و تنگدستی در چند دههی گذشته، بهخصوص دوران بیستساله جمهوریت، بر جامعهی افغانستان سایه افکنده بود. عوامل متعددی در فقر و ناداری جامعهی افغانستان نقش داشته است؛ از جمله مهمترین آنها: ناامنی و فساد اداری. به دلیل نبود عاملان و دستاندرکاران صالح و دلسوز، انواع ناامنی در جامعه به اوج رسیده بود. ناامنی که مال و جان مردم بیطرف را هدف قرار داده بود. دزدی، اختطاف و غارتگری در جامعه به یک امر عادی مبدل شده بود. مال و جان مردم نهتنها در شب تاریک در امان نبود، بلکه در روز روشن نیز جان و مال مردم مورد تعرض قرار میگرفت. فساد اداری نیز نقش مهمی در فقر و تنگدستی جامعه داشت. فساد اداری با انواع مختلفش در تمام ادارات و ارگانهای دولتی رواج یافته بود. ناامنی و فساد در نظام جمهوریت جامعهی افغانستان در مسیری قرار داده بود که هر روز بر فقر فقرا و ثروت ثروتمندان افزوده میشد. باید اذعان داشت که در چنین وضعیتی پیشرفت و توسعه معارف و تعلیم و تربیت یک خیال واهی و دور از واقعیت بوده است. فقر و تنگدستی در نظام جمهوریت سبب شده بود که مردم بیشتر بر منافع و کارکردهای مادی و دستاوردهای زودرس کودکان و نوجوانان رویآورند و آنها بجای تشویق و ترغیب در کسب علم و دانش، به سمتوسوی شغلهای پست و سنگین مانند: چوپانی، مزدوری، کارگری، شاگردی رستورانت دیگر کارهای شاقه هدایت نمایند. این باور مردم افغانستان از دو جهت قابل بررسی است. از یک طرف میتوان ادعا کرد که فقر و تنگدستی و فشارهای اقتصادی سبب شده بود که خانوادهها، کار و فعالیتهای اقتصادی کودکان و نوجوانان را بر تعلیم و تربیت آنان ترجیح بدهند و به درآمد پایین و ناچیز آنان دلخوش باشند و از طرف دیگر میتوان ادعا کرد که فقر فرهنگی و بیسوادی حاکم بر جامعهی این کشور، سبب ابراز چنین نگرشی شده بود. این در حالی است که اسلام بر کسب علم و دانش تأکید نموده، همه را بهسوی تعلیم و تربیت فرامیخوانده و علمآموزی را از جملهی فرایض قلمداد نموده است.
ادامه دارد…