فصل دوم: مصداقهای فساد اداری در افغانستان
مصداقهای فساد اداری در قوهی قضائیه
ادامه:
به دلیل وجود فساد در دستگاه قضایی، اعتماد مردم نسبت به محاکم و مراکز عدلی و قضایی به گونهی چشمگیری کاهش یافته بود؛ تا آنجایی که سازمان شفافیت بینالمللی در گزارشی که در سال 1392 منتشر کرده است، قوهی قضائیه افغانستان را از نگاه مردم این کشور فاسدترین نهاد دولتی قلمداد نموده است. این در حالی است که قوهی قضائیه باید قابلاعتمادترین بخش یک دولت باشد؛ زیرا، این قوهی تمثیل اجرای عدالت در جامعه است. هنگامیکه در جامعه در حق و مالکیت منازعهی پدید میآید، جهت حل این منازعه به دستگاه قضایی مراجعه میشود؛ اما اگر مشخص شود و یا حتی ادعا شود که در اجراآت قضایی این دستگاه فساد حکمروایی میکند و رشوت تعیینکننده است، جایگاه عدالت در جامعه به چالش مواجه میشود و اعتماد مردم خدشهدار میشود. برپایهی نظرسنجی این سازمان، طی یک سال گذشته (1391)، در میان نهادهای دولتی قوهی قضائیه و پولیس بیشترین رشوت را از مردم اخذ کردهاند و 65 درصد از پاسخدهندگان به نظرسنجی این سازمان اظهار نمودند که طی 12 ماه گذشته یکبار به دستاندرکاران قوهی قضائیه رشوت دادهاند و متأسفانه این یک واقعیت غیر قابل انکار است. پولیس و قوهی قضائیه، نهتنها در افغانستان بلکه در هر کشوری، از جمله نهادهای هستند که حافظ امانت، جان و مال مردم و تمثیل عدالت در جامعه هستند. دستگاه قضایی، صلاحیت حلوفصل اختلافات و حکم به مرگ و زندگی افراد جامعه را دارد. هنگامیکه پردهها کنار رود و رازها افشا گردد و ادعا شود که در دستگاه قضایی رشوت، خویشاوندسالاری و زورگویی حکم میکند، تمام فیصلههای این نهاد زیر سوال میرود. کرسی که فرمان مرگ و زندگی را صادر میکند، شایسته نیست که خود شایسته نباشد و از آن بوی بد فساد به مشام برسد.
ادامه دارد…