فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
ادامهی دوره معارف
مشکلات تحمیلی بر نظام آموزشی
۴- سیاستهای استعماری
استعمار با شکل و شمایل مختلف از گذشتههای دور تا اکنون در جهان در حال جریان است. در گذشته معروف و مرسوم بوده که کشوری بر اثر حملهی نظامی کشور دیگری را اشغال میکرد و آن را به استعمار خود میگرفت که این را استعمار نظامی میگویند و نمونههای این نوع استعمار در تاریخ گذشته به وفور قابل مشاهده است. اما در جهان معاصر اگر چه کاربرد استعمار نظامی رنگ باخته است، ولی به گونهی کامل از بین نرفته است و همچنان به حیات خود به شکل دیگری ادامه میدهد؛ چنانکه در طول چند دههی اخیر شاهد نمونههای زیادی بودهایم. در عصر کنونی به علاوهی استعمار نظامی، استعمار فرهنگی رشد و گسترش یافته است که در نوع خود بهمراتب خطرناکتر از استعمار نظامی به حساب میآید؛ زیرا استعمار فرهنگی بنیادهای فکری، اعتقادی و فرهنگی کشور مستعمره را هدف برنامههای استعماری خود قرار میدهد و جامعه را از درون به پوچی و تباهی میکشد؛ چنانکه مردم را از خود بیگانه مینماید که اولین بازخورد آن مبارزهی منفی با فرهنگ ملی و اعتقادات دینی و مذهبی جامعهی خود است.
پس از اینکه افغانستان به استعمار نظامی شوروی سابق درآمد، اولین بازخورد آن مخالفت با اعتقادات دینی و مذهبی مردم این سرزمین بود. بسیاری از ارزشهای دینی و مذهبی مردم را با شعارهای که سرمیدادند و فعالیتهای انجام میدادند، به چالش کشیده بودند. از جمله فعالیتهای ضد دینی که در جامعهی آن روزگار انجام گرفته بود، کم رنگ شدن مضامین دینی در نصاب تحصیلی بود. در این دوره ساعات درسی مضامین دینی از نصاب تعلیمی کم شده بود و تعداد ساعات درسی مضامین دینی از شش ساعت در هفته به یک ساعت در هفته کاهش یافته بود.
ادامه دارد…