نویسنده: محبوبی
فصل سوم: تأثیرات منفی فساد اداری بر افغانستان
تأثیر فساد اداری بر اقتصاد
ادامه افزایش فقر و نابرابری
جامعهای را میتوان مرفه و نمونه دانست که افراد آن از نگاه اقتصادی در سهطبقه قرار گرفته باشند؛ طبقهی پایین جامعه، طبقهی متوسط جامعه، و طبقهی بالاي جامعه. اگر توازن میان این سهطبقه بهخوبی حفظ شود، جامعه به رفاه اجتماعی میرسد و مردم مرفه میشوند و عدالت اجتماعی برقرار میشود. اما فساد اداری توازن طبقاتی جامعه را برهم میریزد؛ طبقه متوسط در دو طبقهی دیگر (بالا و پایین) منحل میشود. به این ترتیب در اختلاف طبقاتی در جامعه بروز میکند و ثروتمندان هر روز غنیتر و فقرا فقیرتر میشوند و در نتیجه عدالت اجتماع از جامعه رخت میبندد (شیخاحمدی، 1393: 132). متأسفانه جلوههای از این واقعیت تلخ در بیست سال گذشته افغانستان (دوران جمهوریت) به کثرت قابل مشاهده است. هر روز فقر فقرا و ثروت ثروتمندان بیشتر میشد. در آن روزگار اگر کسی در یک مقام دولتی توظیف میشد، زندگی اقتصادی او در مدت زمانی کوتاه تغییر چشمگیری پیدا میکرد و از طبقهی فقرا به طبقهی ثروتمندان جامعه پرواز میکرد. سوالی که در اینجا ذهن را درگیر میکند، این است که آیا همهی این افراد از قبل سرمایهدار بودند؟ آیا معاش و حقوق آنها آنقدر زیاد بوده که زندگیشان در این مدت کوتاه تغییر اینچنینی پیدا نماید؟ و یا هم از طریق فساد اداري این سرمایهها را جمعآوري میکردند؟.
در شعری منسوب به سعدی، حال و هوای دوران حکمرانی نظام جمهوری بر افغانستان به نیکی بیان شده است:
هر که افزون گشـت مال و زرش
زر نباریـده از آسـمان بر سـرش
از کجا جمع کرده این زر و مال
یا خـودش دزد بـوده یا پـدرش
ادامه دارد…