نویسنده: محبوبی
فصل اول: زندان در فراشد زمان
ادامه پیشینه زندان
پیشینهی زندان در افغانستان
از اواسط قرن 12 تا اواخر قرن 18 میلادی، با وجود فراز و فرودهای زیاد در وضعیت سیاسی افغانستان، شیوهی نگهداری و ادارهی زندانها معمولاً بدون تغییرات چندانی از یک حکومت به حکومت دیگر منتقل شده است. تا اینکه در سالهای 600 هـ ش، امپراتور مغول به سرکردگی چنگیز، جهت جهانگشایی همچون مور و ملخ به این سرزمین هجوم آورده، تمام داشتههای را که در طول چندین قرن در افغانستان آن روزگار ایجاد شده بود، به باد فنا داد. پس از حملهی چنگیز که در تاریخ افغانستان از آن به نام «ساعقه چنگیز» یاد شده است، حکومتهای که به قدرت رسیدند، بشمول احمدشاه درانی (1126-1152) که نسبت به سایر حاکمیتها مستقلتر بود، از نگاه شیوهی مدیریت زندانها و برخورد با زندانیان تفاوت چندانی نداشتند و حتی میتوان ادعا کرد که از گذشته بهتر نبودند. زندانهای خوفناک به بقایشان ادامه میداد و زندانبان حق و صلاحیت شکنجه، تمدید زمان حبس و حتی کشتن و حذف فزیکی زندانیان را داشت. شیوههای مجازات شدید و غیر انسانی یکی از مهمترین ممیزات آن زمان بوده که به شکلهای مختلفی از جمله: سربریدن، قطع نمودن اعضا، تیل داغ نمودن، قین و فانه و سنگسار نمودن مجرمان اعمال میشده است (امین، 1397: 198-199).
وضعیت زندان و زندانیان چنین بود تا اینکه امیر عبدالرحمن به قدرت رسید و وضعیت زندانها تغییر کرد. البته در این دوره خبر از تغییر مثبت یا بهترشدن وضعیت زندانهای خوفناک نیست، بلکه وضعیت زندان و زندانیان در دوره از گذشته بدتر شد؛ زیرا، در این عصر بر تعداد زندانهای هولناک افزوده شد. در ضمن حکومت در این عصر به ابداعات دیگری نیز دستیافت. ابداعاتی مانند: ایجاد وسایل شکنجه و ساختن سیاهچالها که سیاهچالهای هرات و کابل از معروفترین آنها بوده است (ابوتقی، 1392: 118). حکومت عبدالرحمن نهتنها در ایجاد و ابداع زندانهای هولناک و وسایل شکنجه پیشقدم شد، بلکه در ترویج روشهای مجازات شدید و غیرانسانی نیز مشهور بود. علاقه و وابستگی امیر به زندان تا حدی زیادی بود که در داخل ارگ شاهی، جایی که از زمان تأسیس تاکنون بهعنوان محل اقامت شاهان و رئیسجمهوران است، زندان مستحکمی ایجاد نمود و محکومین خاص را در آنجا نگهداری میکرد (امین، 1397: 199).