فهرست بستن

فریادهای خاموش (روایاتی از زندان های دوره اشغال افغانستان)


نویسنده: محبوبی

فصل اول: زندان در فراشد زمان
ادامه پیشینه زندان
پیشینه‌ی زندان در افغانستان

فرانک مارتین (Frank A. Martin) نویسنده، مورخ و تنها تبعه‌ی انگلیسی‌الاصل که در عصر زمامداری عبدالرحمن در افغانستان اقامت داشت و از نزدیک با امیر و درباریانش کار می‌کرد، خاطراتش از زمان امیر عبدالرحمن و امیر حبیب‌الله را در کتابی به نام «زیر سایه امیر پولادین» (Under the Absolute Amir) نگاشته و پیرامون وضعیت زندان‌ها در افغانستان چنین ابراز نظر نموده است: «زندان‌های کابل تعمیراتی نیستند که به‌منظور استفاده برای زندان اعمار شده باشند، هر منزل دولتی که در موقعیت مناسب واقع شده باشد، منحیث زندان استفاده می‌شود. گنجایش زندان نظر به تعداد زندانیان که در آن نگهداری می‌شوند، بسیار ناکافی است. زندانیان در منازل نگهداری می‌شوند که شاید برای سال‌ها منحیث زندان استفاده گردیده و هیچ‌گاه صفاکاری نشده است. در نتیجه کثافت محیط، امراضی چون تب زندان در بین زندانیان بسیار معمول است. تب زندان به تنهایی حدود هشتاد درصد زندانیان را طعمه‌ی مرگ می‌ساخت. ولی جای تعجب بود که چگونه همه‌شان را از بین نمی‌برد» (مارتین، 1383: 114). در این عصر و زمان در شهر کابل چندین زندان مشهور وجود داشت که زندان شیرپور، زندان بالاحصار و… از آن جمله می‌باشد. اما در سطح افغانستان سیاه‌چال‌های هرات و کابل بدترین زندان‌ها بوده است. مارتین پیرامون سیاه‌چال کابل که در بالاحصار قرار داشت، چنین می‌نویسد: «این یک چاه قدیمی بود و در بین صخره‌ها طوری حفر شده بود که قسمت پایانی آن به اندازه 15-20 فوت به سمت داخل امتداد پیدا نموده بود. در قسمت شروع آن یک محل نگهبانی ساخته شده بود که توسط یک سپاهی اداره می‌شد. این سیاه‌چال برای مجرمان خطرناک در نظر گرفته شده بود و هرگاه کسی در آن زندانی می‌شد، تا زمان مرگ در همان جا باقی می‌ماند. زندانیان استحقاق داشتند روزانه یک‌بار، بک مقدار آب و یک عدد نان خشک به دست بیاورند که از بالا توسط ریسمان برایشان به پایین رسانیده می‌شد» (ابوتقی، 1392: 117).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *