فهرست بستن

فساد اداری (روایتی از بیست سال گذشته)


نویسنده: محبوبی
فصل سوم: تأثیرات منفی فساد اداری بر افغانستان
ادامه تأثیر فساد اداری بر سیاست
کاهش اعتماد ملت بر دولت

تمام ارگان‌ها و نهادهای دولتی را به این بیماری مهلک ملوّث نموده بود. با اوج‌گرفتن فساد اداری، این پندار در جامعه تقویت یافته بود که مقامات دولتی و نخبگان سیاسی و اقتصادی، ثروت و دارایی ملت را به تاراج می‌برند. گاهی ممکن است این دیدگاه منفی ملت نسبت به دولت به بحران‌های سیاسی و اقتصادی منجر شود. فساد اداری، سرانجام اعتماد ملت به دولت را خدشه‌دار نموده و بی‌اعتماد مردم به دولت زمینه‌ساز گسترش و افزایش فساد اداری گردیده بود.
فساد اداری در افغانستان چنان گسترش یافته بود که هیچ پروسه‌ی با شفافیت به‌پیش نمی‌رفت. وکلا و نمایندگان با تقلب در پروسه‌های انتخاباتی بر کرسی پارلمان تکیه می‌زدند. به دلیل وجود فساد در قوه‌ی قضائیه، حاکمیت و سلطه‌ی قانون بر جامعه کاهش یافته و اجرای احکام به تأخیر می‌افتاد. سرایت فساد بر ادارات عامه، تعادل را برهم زده، خدمات اجتماعی را به رکود مواجه ساخته بود. گسترش فساد در ارگان‌ها و نهادهای دولتی باعث شده بود که افراد بدون در نظر داشت تخصص و شایستگی به موقعیت‌های بلند حکومتی مقرر شوند. براین‌اساس، فساد اداری ذهنیت مردم در مورد توانایی دولت در اداره سیاسی کشور را تغییر داده، باعث ناامیدی مردم از دولت شده بود. ناامیدی ملت، مشروعیت اخلاقی دولت را به چالش کشیده، مقبولیت اجتماعی و اعتماد عمومی دولت را به صفر کاهش داده بود. از آن‌جایی‌که در جامعه بی‌اعتمادی نسبت به دولت افزایش یافته و رعایت ضوابط و معیارهای حکومت‌داری کاهش یافته بود، خویشاوندسالاری اوج گرفته و روابط بر ضوابط چیره گشته بود. در این وضعیت این پندار به واقعیت مبدل شده بود که مقام و موقعیت دولتی از آن کسی است که پول، قدرت و واسطه داشته باشد.
اگر بخواهیم برای وضوح این پندار مصداق دقیقی بیان نماییم، قطعاً باید به تک‌تک نهادها و ارگان‌های دولتی افغانستان در دوران نظام جمهوریت و حکومت دموکراسی اشاره نماییم؛ با این تفاوت که تاراج ثروت و دارایی ملت در دوران جمهوریت یک پندار نبوده، بلکه یک واقعیت و حقیقت غیر قابل انکار است. این بیماری مهلک، از پایین‌ترین تا بالاترین مقام دولتی همه را فراگرفته بود. خویشاوندسالاری یا ترجیح رابطه بر ضابطه به اوج رسیده بود. نمایندگان بر اساس رشوت و تقلب به پارلمان می‌رسیدند. در تمام پروسه‌های انتخاباتی، حتی انتخابات ریاست جمهوری، فساد و تقلب بیداد می‌کرد. ناامید دامن ملت را فراگرفته بود و آن‌ها را از داشتن آینده‌ی بهتر چنان ناامید ساخته بود که انگار منتظر ناجی هستند که آن‌ها را از آن وضعیت اسف‌بار برهاند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *