نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: مدیران نالایق
رهبران شر و فساد با روشهای عوامفریبانه و شعارهای دروغین، ملت مظلوم را بار دیگر بر علیه هم بسیج نمودند. آنان که بعد از مدتی آرامش، احساس ناآرامی و بیقراری میکردند و چیزی جز جنگیدن نمیدانستند، درعینحال ظرفیت تحمل یکدیگر را نداشتند تا بالاخره در مقابل هم قرار گرفتند.
این رهبران دارای القاب علمی بالای مانند پروفسور، استاد، انجینیر، داکتر و… بوده که بعد از پیروزی، رتبهها نظامی دیگری مثل تورن، جنرال، مارشال و غیر نیز به القاب آنان اضافه شد و این القاب را یدک به دنبال خود میکشیدند. اما این القاب و رتبهها متنوع هیچ منفعتی به حال این ملت نداشته و رفتار نابخردانهشان، تخریب وطن طی سالها، ریختن خون هزاران بیگناه، نداشتن تقوای سیاسی و مالی، خود گواه بیاهمیت بود ادعای دانششان بود. آنان جهاد پیروزمند ملت را به فاجعه وحشتناکی تبدیل نموده که روی کمونیزم را شستند. جنگ جنون و جنایت، بهاندازهای اوج گرفت که مردم جنایات نجیب خونآشام و رژیم کمونیستی را فراموش کردند و به تمجید و ستایش آنان پرداخته و از رهبران شر و فساد بیزاری جستند. جنایات آنان باعث شد تا مردم در شهرهای کشور با حسرت از نظام کمونیستی یاد کنند. آنها حتی زیرساختهای بسیار ارزشمند باقیمانده از حکومتهای سابق در حوزه دولتسازی، ارتش و نیروهای امنیتی و… را نیز بهعنوان غنایم جنگی مختص قوم و حزب خود، مصادره و تقسیم و تاراج کردند و بهاینترتیب، افغانستان بهسرعت در مسیر بحران و تجزیه قرار گرفت.
ادامه دارد…..