نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل اول: معرفی کمونیسم
درآمد
در این فصل مکتب کمونیسم به معرفی شده است. نخست مفهوم کمونیسم یا کمونیزم مفصل مورد بررسی قرار گرفته، سپس به پیشینه و تاریخچهی کمونیسم پرداخته شده است. در ادامهی این فصل، جهت معرفی بهتر کمونیسم، مباحثی مانند: جریانهای کمونیسم، اشتباهات تاریخی کمونیسم، ایدهها و نظریههای کمونیسم و نقدهای مطرح شده در برابر کمونیسم مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
مفهوم کمونیسم
کمونیزم یا کمونیسم در لغتنامهی دهخدا چنین تعریف شده است: «کمونیزم /کمونیسم، مسلک و طریقهی اشتراکی است. نظام و مکتبی اجتماعی و مخالف رژیم سرمایهداری است. نخستین مرحلهی کمونیزم جامعهی سوسیالیسم است که زمینهی اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و اخلاقی و ورد به مرحلهی کمونیزم را آماده میسازد» (دهخدا، 1377: ذیل واژه کمونیزم).
کمونیسم از واژهی لاتینی «Communis» به معنی اشتراک یا مشترک گرفته شده، از قدیمیترین مکاتب سیاسی دنیا است که تأثیرات زیادی بر چگونگی تحولات بینالمللی در برههی از زمان داشته است. کمونیسم به جنبشی سیاسی – علمی – اقتصادی گفته میشود که از قرن نوزدهم میلادی، بیشتر بر پایهی اندیشههای کارل مارکس و مانیفست کمونیسم مطرح شده است. در سال 1848 «کارل مارکس» و «فردریک انگلس» با انتشار مانیفست کمونیست، حرکت تازهی در نهضت کمونیسم جهانی به وجود آوردند. مارکس جهت آشکار کردن فاصله و بیان اختلاف خود با سوسیالیسم غیر کارگری قرن نوزدهم، عنوانی (کمونیسم) را که جنبش سوسیالیستی کارگری برای خود انتخاب کرده بود، یعنی کمونیسم را برگزید. از نظر فلسفی و اقتصادی کمونیسم و سوسیالیسم دارای ریشه واحدی هستند و هر دو بر مالکیت عمومی وسایل تولید تکیه میکنند، با این تفاوت که کمونیسم مرحلهی پیشرفت یا مرحلهی نهایی سوسیالیسم بهحساب میآید. هدف این جنبش سیاسی (کمونیسم)، حذف مالکیت خصوصی بر ابزار کار، لغو کارمزدی و برچیدن بساط طبقات اجتماعی جامعه از طریق انقلاب کارگری بوده است. این جنبش با عنوان مالکیت عمومی بر ابزار کار، تلاش میکردند تا با مالکیت مشترک، در غیاب مالکیت خصوصی یا دولتی یک سازمان اجتماعی فاقد طبقههای اجتماعی را مطرح نمایند. این ایدئولوژی با تأکیداتی مختلف به شناخت وضعیت موجود پرداخته، با ترسیم وضعیتی مطلوب و آرمانی و بیان راه رسیدن به آن، خود را بهعنوان یکی از مهمترین اندیشههای سیاسی مطرح در قرن بیستم معرفی نموده است.
قابل یادآوری است که در گفتمان سیاسی، واژهی کمونیسم دستکم به سه طریق مختلف تعبیر شده است: اول- اینکه کمونیسم به جامعه آتی مبتنی بر مالکیت مشترک ثروت و احتمالاً سازمان اشتراکی هستی اجتماعی اشاره دارد که این شکل از کمونیسم را میتوان در اندیشههای افلاطون و توماس مور مشاهده کرد، اگر چه این مفهوم به طور معمول ارتباط بیشتری با اندیشهها و نوشتههای مارکس و انگلس دارد. دوم- در تعبیر دوم، کمونیسم به جنبشهای سیاسی با هدف ایجاد جامعهی که با بهرهجویی از امکانات بالقوه انقلابی طبقه کارگر همراه است، اشاره دارد. این جنبشها معمولاً پس از جنگ جهانی اول و با تشکیل احزاب کمونیستی که در ابتدا از بلشویکهای روسیه الگوبرداری کرده بودند، به وجود آمدند. سوم- تعبیر سوم واژهی کمونيسم براي تشريح رژيمهايي است که احزاب کمونيستي، پس از قدرت ايجاد کردهاند. بهعنوان مثال در اتحاد شوري، اروپاي شرقي، چين و برخي ديگر از کشورها.