فهرست بستن

فریادهای خاموش (روایاتی از زندان های دوره اشغال افغانستان)


نویسنده: محبوبی
فصل اول: زندان در فراشد زمان
ادامه پیشینه زندان
پیشینه‌ی زندان در افغانستان

بعضی از زندانبان‌ها به حدی مستبد، خشن و ظالم بودند که نام‌های‌شان به‌عنوان زندانبان‌ها و کوتوال‌های سفاک و ظالم در دل تاریخ حک شده است. در ذیل به ذکر نام برخی از کوتوال‌های سفاک که با ظلم و ستیزه‌گری نام بد خود را در تاریخ ثبت نموده‌اند، پرداخته شده است. از آن جمله: طوره باز کوتوال کابل، عبدالوزیر عابدی عضو کوتوالی کابل، سراج‌الدین گردیزی زندانبان ارگ شاهی، عبدالقادر لوگری کوتوال قندهار، محمد یوسف هراتی کوتوال فراه، نصیر لوگری زندانبان سرای موتی، عبدالغنی گردیزی زندانبان قلعه بیگی بودند (ابوتقی، 1392: 123). حکومت‌ها هر یک به نوبت خود عنان فرمانروایی افغانستان به دست گرفتن و در مورد زندان‌ها فقط به وضع قوانین بسنده کرده، به وضعیت حقیقی و واقعی زندان‌ها و زندانیان توجه چندانی نداشتند. در زمان فرمانروایی امان‌الله، نادرشاه و ظاهر شاه «زندان‌ها محلات نمناک و اتاق‌های تاریک بودند که کم‌تر نور آفتاب به آن می‌رسید و از لحاظ رعایت اصول نظافت اصلاٌ به آن توجه نمی‌شد. اغلب اتاق‌های زندان‌ها دارای مساحت محدود و اشخاص بیشتر از اندازه‌ی ظرفیت اتاق در آن جا داده شده بود. اکثر زندانیان محکوم به حبس طویل، قبل از تکمیل زمان حبس فوت می‌کردند و یا هم در زمان تکمیل میعاد حبس‌شان چنان وضعیت نامساعدی فزیکی و روانی می‌داشتند که همگام شدن با روند تند زندگی اجتماعی در بیرون از زندان برایشان کاملاً ناممکن می‌شد» (احرا، 1379: 14-15). ناگفته نباید گذاشت که این ادعا از جانب یکی از استادان پوهنحی شرعیات پوهنتون کابل، نیاز محمد حسین‌خیل، که روی مقارنه حقوق زندانیان در شریعت اسلامی و قوانین موضوعه تحقیق نموده، نیز تایید شده است و به علاوه‌ی این، ادعا شده است که در کنار وضعیت بد زندان‌ها، زندانیان نیز اکثراً با رویه و برخورد زشت، نادرست و غیر انسانی مسئولین زندان‌ها مواجه بوده‌اند (حسین‌خیل، 1382: 75).
با توجه به توضیحات فوق می‌توان گفت که در جریان سال‌های 1298-1353 ساختارهای حقوقی و قانونی مرتبط به زندان‌ها ایجاد گردید و در راستای کنترل صلاحیت‌های بی حد و حصر حکومت‌ها در زمینه‌ی استقاده از زندان و تطبیق مجازات سنگین پیشرفت چشم‌گیری داشته است. اما در جهت اصلاح اساسی سیستم زندان، استخدام و آموزش نیروی بشری متخصص و اعمار زندان‌ها استاندارد در جریان سال‌های متمادی پس از حصول استقلال کشور کار اساسی صورت نگرفته است. البته به استثنای اعمار محبس مرکزی دهمزنگ که آن هم طبق معلومات موجود از معیارهای خوبی برخوردار نبوده و به سرعت به یک بنای نامیمون و محل زجر و حقارت محبوسین مبدل گشته است. به این ترتیب نظام زندان و نهاد حقوقی مجازات در این دوره شامل مرحله دوم از تحول تاریخی خود گردید، زیرا مجازات شدید علنی که صرف به قصد انتقام در مقابل انظار عمومی بالای مجرم تطبیق می‌شد، دیگر در سیستم عدالت جنایی جای نداشت. اما اصل نهاد زندان در افغانستان به حکم اجبار با میراث زندانبانی که سابقه‌ی نه چندان نیک از حکومت‌های گذشته باقی مانده بود، برای مدت بیشتر از نیم‌قرن دیگر دوام نمود. در راستای همین وضعیت نابسامان بزرگ‌ترین زندان افغانستان به شکل پخته و اساسی در ساحه پلچرخی شهر کابل اعمار گردید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *