نویسنده: محبوبی
فصل اول: زندان در فراشد زمان
ادامه فلسفهی زندان سیاسی
زندان بهخاطر پاکی
عجیبترین نوع زندان در طول تاریخ زندانهایی است که افراد بیگناه گرفتار آن میشوند و باید پذیرفت که در محیط ننگین و آلوده بیگناهی، کم گناهی نیست! و پاکدامن بودن عیب بزرگی محسوب میشود؛ زیرا نقشهها و برنامههای دیو سیرتان را برملا نموده، بر هم میریزد. در طول تاریخ یوسف و یوسفها به زندان جباران رفتهاند؛ زیرا میخواستند پاک باشند و تسلیم هواخواهی دد منشان نشدهاند. اینگونه زندانها هیچگونه فلسفهی عقلی و شرعی ندارد (همان).
ایجاد ترس
بیگمان یکی از فلسفههای ایجاد زندان سیاسی و شکنجههای خوفناک جسمی و روحی، ایجاد ترس و درهم شکستن روحیهی جهاد و قیام اهل حق است. در دوران کمونیستی زندان پلچرخی خوفناکترین زندان سیاسی افغانستان بوده که بیگناهان زیادی در آن به سختترین شیوههای ممکن شکنجه و سرانجام به چنگال زهرآگین مرگ سپرده شدهاند. پر واضح است که از جانب کمونیسم جنایات، ظلم و ستمهای فراوانی جهت ایجاد ترس و هراس بر پیکر ملت مظلوم افغانستان وارد شده است. تمام رهبران کمونیستی این رژیم اشغالگر از ترهکی تا نجیب و به طور کلی هر دو جناح حزب دموکراتیک خلق، هر کدام به نوبهی خود برای ایجاد ترس و هراس در میان مردم، ظلم و ستمهای وحشتناکی را بر این ملت روا داشته و جانهای شیرین هزاران افغان مظلوم، بیگناه و بیدفاع را به چنگال بیمهر مرگ سپردهاند. نمونه و شاهد مثالهای فراوانی از ترسآفرینی و جنایات این رژیم وجود دارد که اگر به بخش کوچکی از آنها پرداخته شود، بهاصطلاح مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. آنچه در این مورد گفتنی است، این است که ظلم و ستم و ترسآفرینی دشمنان بهجای اینکه مخالفین را سرکوب و به شکست مواجه نماید، قیامهای مردمی را افزایش داده، مردم را بهشدت مقابله با رژیم وادار ساخت که سرانجام شعلههای قیام در سراسر افغانستان فروزان گردید و پرچم جهاد به اهتزاز درآمد و زمینههای قیامهای مردمی را فراهم آورد. در دورهی بیستسالهی جمهوریت به هجوم بیگانگان بر افغانستان، بر تعداد زندانهای هولناک سیاسی و شیوههای شکنجهی زندانیان افزوده شد و حتی زندانیان افغان را به زندان هولناکی خارج از افغانستان منتقل میکردند. در این دوره جهت شکنجه و ایجاد ترس میان زندانیان، در کنار زندان پلچرخی، زندان خوفناک بگرام و گوانتاناموی کوبا تأسیس شد.
حفظ نظام و دفاع از ایدئولوژی حاکم
زندان سیاسی اهداف و فلسفههای زیادی دارد که در فوق به برخی از آنها اشاره شد، اما باید اذعان نمود که مهمترین هدف و فلسفهی زندان سیاسی، حفظ نظام و دفاع از ایدئولوژی حاکم است. در سرزمین افغانستان در دورهی کمونیستی، دستنشاندههای شوروی تمام تلاش خود را برای حفظ رژیم دستنشانده و دفاع از ایدئولوژی کمونیسم به خرج دادند. در بیست سال حاکمیت جمهوریت دستنشاندههای غرب تمام تلاش خود را جهت حفظ نظام ناپایدار جمهوریت و دفاع از ایدئولوژی دموکراسی به انجام رساندند و به دلیل ترس از سقوط رژیمهای ناپایدارشان بزرگمردان زیادی را به زندانهای سیاسی خوفناکی چون: بگرام، پلچرخی و گوانتاناموی کوبا فرستادند و سختترین شکنجههای جسمی و روحی را بر آنها روا داشتند تا شاید از این طریق ترس و هراس را میان جبههی حق حاکم نموده، آنها متفرق سازند. غافل از اینکه نه تنها ترس و هراس بر آنها غلبه نمیکند، بلکه بر عزم و ایمانشان افزوده میشود و آبدیدهتر از قبل وارد میدان کارزار میشوند.