فهرست بستن

رد پای کمونیزم


نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: علل جنگهای داخلی (بی‌برنامگی)
اکثر مردم افغانستان به دلیل کوتاهی و بی‌توجهی حکومت‌ها، درگذشته بی‌سواد مانده بودند و اجبار نظام کمونیستی برای سوادآموزی توأم با آموزش تعالیم کمونیستی، راه بجایی نبرده و باعث نفرت مردم از آموزش و نهادهای تعلیمی گردید بود. شروع جهاد و قیام بر علیه نظام کمونیستی با درگیری و جنگ، عامل مشغول‌کنندة دیگری برای بی-سواد ماندن اطفال و قشر جوان کشور گردید تنها تعداد اندکی از مهاجران که توان مالی داشتند، به لطف کشورهای مهاجرپذیر، اطفال‌شان جذب مکاتب کشورهای میزبان گردیده و توانستند تحصیلات خود را تکمیل نمایند. رهبران احزاب متفرق، برای اولاد این کشور از مهاجر و مقیم هیچ برنامه‌ریزی منظمی جهت رشد و آینده‌نگری انجام ندادند.
از جمله بی‌برنامگی‌های رهبران متفرق، تناقض در اهداف سیاسی‌شان بود که بعد از شکست حکومت کمونیستی بیشتر تبارز نمود. آنان تا قبل از 8 ثور دارای هدفی مشترک بودند و برای بعد از 8 ثور هیچ هدف و برنامه‌ای سیاسی منظم و جامعی که بتواند همه را در یک محور جمع نماید نداشتند. بعد از 8 ثور بود که منافع فردی و گروهی بر منافع اسلامی و ملی نزدشان اولویت یافت و عامل تباهی، هجرت، کشتار وحشیانه و تخریب وطن گردید. تمامیت‌خواهی، بی‌اعتمادی و جنگ‌طلبی از صفات بارز این رهبران بود. وقتی یکی از آنان به مدت چهار ماه رئیس دولت تعیین می‌شد، دیگر به میل خود حاضر به ترک قدرت نبود و دوست داشت ملت را به خاک خون بکشد؛ اما از قدرت کنار نرود. آقای ربانی که دورة ریاست او چهار ماه تعیین شده بود حتی بعد از سقوط کابل به دست نیروهای امارت اسلامی و تا سقوط امارت اسلامی به‌وسیلة نیروهای اشغالگر ناتو در سال ۱۳۸۱ به‌عنوان رئیس‌جمهور (بی‌سرزمین و نفوس) سر قدرت باقی ماند. این‌گونه بی‌برنامگی و تمامیت‌خواهی با خصومت وحشیانه و ائتلاف‌های دم‌دمی بین این رهبران، افغانستان را به سمت تجزیه‌شدن کشاند، تا اینکه امارت اسلامی با ختم قدرت‌ها ظالم منطقة، افغانستان را از تجزیه‌شدن نجات بخشید.
ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *