نویسنده: محبوبی
فصل دوم: زندان های خوفناک افغانستان
ادامه زندان پلچرخی
زندان پلچرخی در دورهی کمونیستی
در این میان موضوع جالب توجه این است که برای زندانیان محکوم به اعدام رژیم غذایی خاصی وجود داشت. این زندانیان برای مدت شش ماه قبل از اعدام تحت رژیمهای متفاوتی قرار میگرفتند. بهعلاوهی اینکه روزانه معادل (10) دالر آمریکایی صرف طعام ایشان میشد، دوبار در هفته برایشان مینوی غذایی خاصی به نام غذای هفترنگ تهیه و صرف میگردید. در ضمن آنها از طرف مشاوران شوروی تحت مراقبت جدی قرار داشتند. این رفتار عجیب با زندانیان محکوم به اعدام، ذهن انسان را به کنجکاوی بیشتر وامیدارد و سوال ایجاد میشود که آیا این خدمات ناشی از حس بشردوستی آنان بوده یا خیر؟ بهترین پاسخ به این پرسش این است که این خدمات نهتنها ناشی از حس بشردوستی نبوده، بلکه با سوء نیست همراه است. هدف از این خدمت این بوده که با صرف این رژیم غذایی و مداوا، خون این زندانیان تصفیه و پاکسازی گردد؛ زیرا قبل از اعدام تمام خون از بدنشان گرفته و برای طرفداران نظام که در جنگ مجروح میشدند، به مصرف رسانیده میشد (هریپور، 1368: 27).
زنان زندانی در بلاک جداگانه که به نام کلینیک معروف بود، نگهداری میشدند. این بلاک نسبتاً پاک بود و نفوس کمتری داشت. به همین دلیل مشاورین روسی و مقامات زندان که ارتباط بسیار نزدیکی با رهبری حزب دموکراتیک خلق داشتند، در همین بخش اقامت داشتند. اما کیفیت غذا و سایر شرایط بود و باش زندانیان زن همانند دیگر زندانیان بوده است. به قول هریپور: موجودیت مشاورین روسی و مقامات نزدیک به حزب در بلاک زنان، دلیل بر این بوده که زندانیان زن مورد سوءاستفادههای جنسی، تجاوز و شکنجه قرار میگرفتند. هریپور در این مورد چنین نقل میکند: «خانمی که نمای از آدم را داشت با تن نحیف و هیکل ژولیده معلوم میشد. به طور مخفی از وضع محبوسات از او پرسیدم. خانم ۱۷ساله که خود را ملیحه معرفی میکرد و به جزای 17 سال حبس محکوم بود، گفت: اکثریت زنان محبوس به امراض نسایی گرفتارند. زیرا در دوران تحقیق علاوه بر اینکه روسها و اعضای خاد با آنها افعال شنیع (تجاوز جنسی) را انجام میدهند، شیشه (بوتل) نوشابه را به سبیلین آنها داخل میکنند. زیادتر این اعمال ناشایسته را در مقابل شوهر و اعضای فامیل آنها انجام میدهند». وی میافزاید که «در ماه جون سال ۱۹۸۸ میلادی هنگامی که از زندان آزاد شدم، پنج نفر از زنان زندانی نیز رهائی یافتند یکی از زمرهی آنها که تازه از اثر فعل نامشروع باردار گردیده بود، تحمل این بارگران را کشیده نتوانست. صبر و شکیبائی را از دست داد، ننگ و غرور وی را به مرگ تشویق و تحریک کرد و لذا شب هنگام خودکشی کرد» (همان، 13-16).