نویسنده: محبوبی
فصل دوم: زندان های خوفناک افغانستان
ادامه زندان پلچرخی
زندان پلچرخی در دورهی کمونیستی
ادامه…
پولیگون دشتی است در مجاورت محبس پلچرخی و این همان کشتارگاه معروف کمونیستها است که هزاران فرد بیگناه مظلومانه و به صورت دسته جمعی در آنجا تیرباران و یا زنده بگور شدهاند. اساساً مقبره مشخص و انفرادی در آن وجود ندارد؛ زیرا اکثر قربانیان به صورت دسته جمعی شهید و در آنجا مدفون شدهاند در نقطهی از آن دشت که فرورفتگی زمین شکل جداگانهی به خودگرفته است و حدود دو متر عرض و هفتاد و پنج متر طول دارد، محل دفن معترضین قیام چنداول است. مکان دیگری که بر اثر فرورفتگی خاک از زمینهای دگیر متمایز است و حدود 45 متر طول داشته، محل دفن دسته جمعی تعداد زیادی از شهدا است. نقطهی دیگری که به صورت تپه در آن دشت نمایان بود، گفته شده که آن محل دفن انسانهای زنده و نیم جان است که به صورت دسته جمعی زیر خاک شدهاند. گفته اند که وقتی یکی از قبرهای دسته جمعی توسط سازمان عفو بینالمللی جهت تحقیقات باز شد، اسکلتهای را یافتند که دستهایشان با ریسمان پلاستیکی از پشت بسته شده بود. گفته میشود که در هر نقطهی از این پلیگون انسانی زیر خاک خفته است و شمار کشته شدگان خیلی بیشتر از آن است که تصورش میرود.
بههرحال اشارات فوق حکایت مختصری از هزاران مورد سوءاستفاده، تجاوز، قتل و کشتار بوده که در دوران حاکمیت کمونیستها با استفاده از زندان پلچرخی بر زندانیان مظلوم این کشور اتفاق افتاده است؛ بنابراین پرواضح است که زندان پلچرخی در زمان کمونیستها بیشتر بهعنوان مکانی برای سرکوب سیاستگران مخالف حکومت استفاده شده تا محلی برای اصلاح و تربیت مجرمین. سیاست جنایی حزب و روش ادارهی زندان در دوره زمامداری حزب اعم از ترهکی، امین، کارمل و نجیب تقریباً مشابه بوده است. با این تفاوت که در دو سال نخست حکمرانی این حزب، زندان پلچرخی تنها بهعنوان یک کشتارگاه، ماشین حذف مخالفین سیاسی و وسیله برای ایجاد رعب و ترس استفاده میشد.