ترتیبکننده: کرار
واقع اصحاب فیل:
او برای رسیدن به این هدف با تعدادی از فیلهای بزرگ و لشکری نیرومند به سوی مکه حرکت کرد، همین که این خبرها به عربها رسید، همچون صاعقه بر آنها اثر گذاشت، همگی احساس بیم و وحشت نمودند و به فکر افتادند که چگونه جلو این لشکر را بگیرند، سرانجام محافظت از کعبه را به خدا سپردند، زیرا کاملا یقین داشتند که پروردگار کعبه خودش از آن محافظ و دفاع خواهد نمود. قریش از ترس ظلم و غارتگریهای لشکر به کوهها و درهها پناه بردند و منتظر شدند تا ببینند خداوند متعال با تجاوزگران حریم خانۀ خودش چگونه رفتار میکند. عبدالمطب و تعدادی از مردم قریش حلقه دروازه کعبه را گرفتند و به دعا و زاری مشغول شدند و از خداوند متعال علیه ابرهه و لشکرش طلب نصرت نمودند. از آن سو ابرهه داشت خود را برای ورود به مکه و تخریب بیتالله آماده میکرد، فیل مخصوص خود را که محمود نام داشت برای حملهاش آماده ساخته بود، حرکت داد، اما فیل در راه مکه بر زمین نشست هرچه او را بیشتر شلاق میزدند کمتر حرکت میکرد اما همین که چهرهاش را بهسوی یمن بر میگردانیدند، بلند شده شروع به دویدن مینمود. در این هنگام خداوند متعال از جانب دریا گروهی از پرندگان را برای نابودی آنها فرستاد، هر پرنده سنگهایی با خود حمل میکرد. این سنگها به هر کسی که اصابت می کرد او را هلاک میساخت، اهل حبشه با دیدن این منظره از همان راهی که آمده بودند، شروع به گریختن کردند و در راه بر اثر اصابت سنگریزهها یکی یکی بر زمین افتاده، میمردند. خود ابرهه نیز شدیداً زخمی شد؛ او را با خود برگرداندند. اما بندهای انگشتان او یکی یکی میافتاد تا این که به صنعاء رسید و به بدترین وضعیت جان سپرد